X
تبلیغات
سبک زندگی (فردی و اجتماعی)

سبک زندگی (فردی و اجتماعی)
 
قالب وبلاگ

سبک زندگی (به انگلیسی: Life Style)‏ (به عربی: السنّة)‏ برای توصیف شرایط زندگی انسان استفاده می‌شود. این عبارت پس از آنکه توسط مسلمانان از روش زندگی پیامبرشان ،یکی از چهار مرجعِ یافتن حکم خدا و رسولش -در کنار قرآن و عقل و إجماعِ علما- برگزیده شد ،اخیرا توسط الفرد ادلر در سال 1929 در غرب بازیابی واژه ای گردید.

سبك های زندگی مجموعه‌ای از طرز تلقی‌ها، ارزش‌ها، شیوه‌های رفتار، حالت‌ها و سلیقه‌ها در هر چيزی را در برمیگیرد.موسقی عامه، تلویزیون. آگهی‌ها همه و همه تصورها و تصویرهایی بالقوه از سبک زندگی فراهم می‌کنند. سبک زندگی فرد، اجزای رفتار شخصی او نیست، لذا غیر معمول نیستند. بیشتر مردم معتقدند که باید سبک زندگی‌شان را آزادانه انتخاب کنند. ساموئل هانتینگتون در كتاب «چالش‌های هویت در آمریكا» موفقیت نظام سیاسی آمریكا را در هویت‌سازی علی‌رغم حضور افراد متعدد خارجی با رسوم، اعتقادات و فرهنگ‌های متفاوت و بعضاً متضاد با تمامی جهان خاكی و در یك كلمه «آمریكایی كردن» (Americanization) آنها می‌داند. وی معتقد است كه تداوم جامعه‌ی آمریكا در پرتو فرآیند آمریكایی‌كردن ممكن می‌شود؛ با این استراتژی كه در مدل مركز-پیرامون یا شمال-جنوب و برای افزایش حداكثری عمق استراتژیك آمریكا باید وارد زندگی پیرامونی‌ها و جنوبی‌ها نیز بشود. در بیشتر مواقع مجموعه عناصر سبک زندگی در یک‌جا جمع می‌شوند و افراد در یک سبک زندگی مشترک می‌شوند. به نوعی گروه‌های اجتماعی اغلب مالک یک نوع سبک زندگی شده و یک سبک خاص را تشکیل می دهند. سبکی شدن زندگی با شکل گیری فرهنگ مردم رابطه نزدیک دارد. مثلا می‌توان شناخت لازم از افراد جامعه را از سبک زندگی افراد آن جامعه بدست آورد.

منبع : ویکی پدیا

 

[ شنبه سوم فروردین 1392 ] [ 11:44 ] [ رحمان عموزاده ]

حجت الاسلام نقویان: خبرگزاری رسا ـ حجت الاسلام نقویان با بیان این که زندگی حضرت علی و زهرا بهترین الگوی سبک زندگی اسلامی است، گفت: باید زندگی این انسان های بزرگوار را سرلوحه امور خود قرار دهیم.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در آمل، حجت الاسلام ناصر نقویان، کارشناس و مبلغ حوزوی، شنبه شب در همایش سبک زندگی اسلامی ایرانی که در حسینیه حضرت علی اصغر(ع) برگزار شد، با بیان این که در زمان کنونی گم شده هستیم و هر فردی یک سبک زندگی خاصی را برای خود دارد، گفت: ما واقعاً نمی دانیم کدام سبک زندگی درست است و افراط و تفریط های زیادی در این راستا در جامعه وجود دارد.


وی با اشاره به این که خداوند منان به ما انسان ها می گوید که شما هم مثل من نقاش هستید، بیان داشت: گاهی ما در ته دل از حضرت حق گله داریم که چه زندگی است داریم و خداوند منان می گوید زندگی مختصری را به شما دادم که باید خود شما بقیه را برای زندگی آن دنیا ترسیم کنید.


استاد حوزه و دانشگاه با تاکید بر این که شیطان می خواهد ما از کارهایی که موجب رضایت خداوند منان می شود دور شویم، گفت: فرزندان نباید انتظارات نامعقول از خانواده خود داشته و امور خارج از حد توان آنان را بخواهند.


حجت الاسلام نقویان با بیان این که زندگی حضرت علی و زهرا بهترین الگوی سبک زندگی اسلامی است، ادامه داد: باید زندگی این انسان های بزرگوار را سرلوحه امور خود قرار دهیم.


 کارشناس و مبلغ حوزوی ادامه داد: خانواده باید کانون محبت برای اعضای خود باشد که متأسفانه بلد نیستیم محبت را در خانواده تزریق کنیم.


وی با بیان این که انسان باید طبق نقشه مسیر زندگی خود را ترسیم کند، گفت: امروز دنیا نقشه ای را می کشد که براساس فرمول خوش گذرانی است و می گوید دنیا محلی برای تفریح و تفرج است.


حجت الاسلام نقویان ادامه داد: نقشه زندگی حضرت علی و زهرا این را نمی گوید و نقطه مقابل خوش بودن، خوب گذشتن است که بر آن تأکید دارد.


استاد حوزه و دانشگاه گفت: رشوه های سه هزار میلیاردی و این که کسی بر قدرت تکیه زده است و آن را رها نکند خیلی خوش می گذرد اما خوب نیست.


کارشناس و مبلغ حوزوی با بیان این که سبک زندگی انسان مسلمان باید این باشد که چه چیزهایی برایش خوب است، گفت: اگر بتوانیم سبک زندگی حضرت علی و زهرا را استخراج کنیم مسیر زندگی ما به جلو حرکت خواهد کرد.


حجت الاسلام نقویان ادامه داد: روی سکه و سرکه سرمایه گذاری می کنیم، اما روی سلول های مغز انسان سرمایه گذاری نمی کنیم که کار ما به این جا رسیده است.

[ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 ] [ 22:3 ] [ رحمان عموزاده ]


بچه‌ها کوچک هستند چیزی نمی‌فهمند،آن‌ها با ما بزرگتر‌ها خیلی فاصله دارند، هرچه می‌خواهید بگویید، هنوز خیلی مانده آن‌ها حرف‌های ما را بفهمند . امثال این تعبیرهاست که ما بزرگتر‌ها را نسبت به شناخت فرزندان‌مان دچار اشکال می‌کند.

احترام به کودک

ما گمان می‌کنیم چون سن آن‌ها پایین است پس فهم آن‌ها هم کم است یا چون هنوز خردسال هستند عقل‌شان هم کوچک است. درست است که آن‌ها تجربه ما را ندارند یا معلومات آن‌ها با دانش ما نباید مقایسه شود یا آگاهی‌ها و برخوردهای ما با مسائل سرد و گرم ما را نسبت به آن‌ها با تجربه‌تر کرده اما هیچ کدام دلیل آن نمی‌شود که آن‌ها را در سن و سال خود و شخصیت خود دست‌کم بگیریم. دادن استقلال لازم به بچه‌ها برای انجام کارهای شخصی خود، دادن فرصت برای شناخت توانایی‌ها و استعدادهای خود، دادن امکان برای رشد امکانات نهفته درون آن‌ها از مسائل لازم و قابل توجه اولیای محترم است.

برای رسیدن به این موضوع، رعایت نکات زیر بسیار ضروری است و به جاست که در این راه کتاب‌های فراوان مطالعه و با صاحب نظران بسیار رایزنی‌های مربوط انجام شود.

احترام کودک و تحقیر نکردن او

اگر در خانه یا مدرسه یا جامعه ما به شخصیت کودک، بهای لازم را ندهیم، او خود را بی‌پشتوانه و در نتیجه بی‌بند و بار خواهد یافت و فردی سرکش، شرور و خودخواه بار خواهد آمد. در سیره رفتار پیامبراعظم صلی ا... علیه وآله و امامان بزرگوار علیهم السلام، فراوان به این مسئله برمی‌خوریم.

زمانی که رسول گرامی اسلام از سفری برمی‌گشتند و در مسیر بچه‌ها به آن حضرت برخورد می‌کردند، پیامبر به آن‌ها سلام می‌کرد (از رفتار همیشگی پیامبر بود)، به احترام آن‌ها می‌ایستاد و دستور می‌داد آن‌ها را نزد او بیاورند. آن‌ها را در بغل می‌گرفت برخی را بر شانه می‌نشاند و برخی را بر کتف خود سوار می‌کرد و به اصحاب خود نیز دستور می‌داد چنین کنند.

کشف استعداد‌ها و توجه به این نکته

در زندگی دانشمندان یا هنرمندان جهان غالب اوقات به این نکته برمی‌خوریم که اولیا آن‌ها اصرار بر رشته خاصی در مورد آن‌ها داشته‌اند ولی استعداد و علاقه آن‌ها در رشته دیگری بوده است. در رشته بیگانه با سلیقه خود بسیار کند بوده‌اند ولی همین که والدین یا معلمان به استعداد خاص آن‌ها پی برده‌اند و آن‌ها و آن را شکوفا کرده‌اند، به سرعت رشد کرده و در رده نوابغ جهان درآمده‌اند. اینشتین، کپرنیک، میکل آنژ و سایر دانشمندان نمونه‌های عینی این نکته هستند.

اگر پدر و مادر اصرار در رشته‌ای که کودک به آن علاقه ندارد، بورزند، او را در یک بن‌بست یا زندان‌گونه قرار داده‌اند که بدون اراده و میل و بدون صرف استعداد در آن رشته به ناچار سر می‌کند تا روزی مستقل شود و هزاران نفرین نهفته یا به زبان آمده به والدین خود نثار خواهد کرد و برعکس اگر به این مهم توجه شود او می‌تواند یکی از موثر‌ترین عناصر برای خدمت به همه انسان‌ها در جهان شود.

به کارگیری الفاظ و عبارت‌های متناسب با شخصیت کودک

ممکن است در سنین پایین‌تر با الفاظی مانند بچه، پسرک، دخترک و آهای با تو هستم و.... با آن‌ها سخن بگوییم اما چون رشد کودک‌گاه بیش از تصور عادی ماست و‌گاه با امکانات جدید و رسانه‌های جهانی، این حرکت سریع‌تر انجام می‌گیرد ما نیز لازم است الفاظ و کلمات سخن با آن‌ها را تغییر دهیم.

همچنان که تحقیر ضرر دارد، احترام بیش از حد نیز در کودک شخصیت ثانوی کاذب ایجاد کرد و خود را تافته‌ای جدا بافته از دیگران تصور کرده و توقع بی‌جا و بالایی از جامعه خواهد داشت

قرآن به صورت صریح دستور می‌دهد «ولاتنابزرا با القاب»، با لقب‌های ناپسند همدیگر را صدا نزنید. الفاظی چون خانم، آقا، فرزندم، عزیزم و... می‌تواند در این راستا موثر و مفید باشد.

اگر مادر کودکی این نیاز را درست برطرف نکند در بزرگی به سرعت جذب دوستان ناباب، اندیشه‌های مخرب و خدای ناکرده باندهای تبهکار و شرور شوند و به صورت کاذب و معکوس شخصیت خرد شده و تحقیرشده زمان کودکی را در خود ترمیم و به صورت سطحی و قالبی خود را قانع کنند.

آخرین نکته در این نوشته چند تکرار کوتاه است

الف- این مطالب برای بچه‌های معمولی و نرمال در نظر گرفته شده. برای بچه‌های ناسازگار ارثی یا مساله‌دار روانی باید به متخصصان امر رجوع شود.

ب- همچنان که تحقیر ضرر دارد، احترام بیش از حد نیز در کودک شخصیت ثانوی کاذب ایجاد کرد و خود را تافته‌ای جدا بافته از دیگران تصور کرده و توقع بی‌جا و بالایی از جامعه خواهد داشت.

ج- تکریم و کشف استعداد‌ها و... باید به صورت تدریجی و در درازمدت و با برنامه‌ریزی کار‌شناسانه انجام شود تا در عمل مشکلی ایجاد نکند.

د- توجه به فضاهای ظاهری و فیزیکی، تهیه ابزارهای مالی مورد نیاز آموزشی و کمک آموزشی امکان بهره گرفتن از فرصت‌های زمانی و امکانات مکانی نیز از مسائل مهم در این امر است.

منبع: http://mohsenazizi.blogfa.com/post-3520.aspx

[ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 ] [ 22:0 ] [ رحمان عموزاده ]
سبک زندگی در کلام ائمه اطهار علیهم السلام 2
شبکه پیامکی سفیر در راستای ترویج سبک زندگی اسلامی اقدام به ارسال پیامکهای با محتوای روایات و احادیث گهربار اهل بیت علیهم السلام پیرامون مسائل اجتماعی و فردی و سیاسی که مرتبط با سبک زندگی می شود برای مخاطبین خود نموده است. لذا دومین بسته سبک زندگی از منظر احادیث و روایات را برای استفاده کاربران گرامی سایت هم اندیشی در ادامه جمع آوری و ارائه نموده ایم.


آداب سفر
امام صادق(ع) :خوش‌اخلاقی و خوش‌مشربی با همسفران و فرونشاندن خشم از آداب سفر است

امام صادق(ع):همسفرانی برگزینید که دخل و خرجشان با شما همسانی داشته باشد تا خوار نشوید

پیامبر اکرم ص:هرگاه سفر می‌کنید با برادران دینی خود خداحافظی کنید،زیرا خدا در سایه دعای آنان برایتان برکت قرار می‌دهد

امام صادق(ع):سفرت را با صدقه آغاز کن و آیة الکرسی بخوان


حساب¬رسی در دنیا
پیامبر اکرم ص:قبل از آن‏كه در قیامت به حساب تو برسند در همین دنیا به حساب خود برس، چون حساب‏رسى امروز از فرداى قیامت آسان‏تر است

سیره نبوی
امام کاظم ع:اصلاح مو و عطر زدن از اخلاق پیامبران است

استقامت و پایداری
امام علی ع:صلاح حال مردم تحقق نمى پذیرد مگربه صلاح حال حاکمان وصلاح آنها محقق نمى شود مگربه استقامت و پابرجایى مردم

صلوات بر حضرت زهرا(س)
حضرت زهرا س:رسول خدا (ص) به من گفت:اى فاطمه! هر كه بر تو صلوات فرستد،خداوند او را بيامرزد و به من،در هر جاى بهشت باشم،ملحق گرداند

ثمره اخلاص
حضرت زهرا (س ):هركس عبادات و كارهاي خود را خالصانه براي خدا انجام دهد،خداوند بهترين مصلحت ها و بركات خود را براي او تقدير مي نمايد

حسن ظن به خدا
امام صادق(ع):گمان نیک به خداوند آن است که جز به او امیدوار نباشی و جز از گناه خودت نهراسی

آثار سحر خیزی
پیامبر اکرم (ص):سحرخیزی مبارک است وهمه نعمت ها بویژه روزی را می افزاید

خیرخواهی خدا برای خانواده
پیامبر اکرم (ص): هرگاه خداوند براى خانواده اى خير بخواهد آنان را در دين دانا مى كند، كوچك ترها بزرگ ترهايشان را احترام مى نمايند، مدارا در زندگى و ميانه روى در خرج روزيشان مى نمايد و به عيوبشان آگاهشان مى سازد تا آنها را برطرف كنند.

برترین اعمال
پیامبراسلام(ص):برترین اعمال دوست داشتن در راه خدا و دشمنی در راه اوست

چگونه محبوب خداشویم
امام علی (ع):با صدقه و صله رحم گناهان خود را پاك كنيد و خود را محبوب پروردگارتان گردانيد

یکی از وظایف هفتگی مسلمان
پیغمبراسلام(ص):وای بر مسلمانی که در هر هفته (دست کم) یک روز را برای فهم امور دینی و پرسش از آن نکوشد

امانت داری و رازداری
امام علی(ع):به كسى كه تو را امين قرار داده است خيانت مكن هر چند او به تو خيانت كرده باشد و راز او را فاش مساز اگر چه او راز تو را فاش ساخته باشد

آثار صدقه
پیغمبراسلام:صدقه بجا،نيكوكارى، نيكى به پدر و مادر و صله رحم، بدبختى را به خوشبختى تبديل و عمر را زياد و از مرگ بد جلوگيرى مى كند


حقوق متقابل
رسول اکرم ص:مسلمان رابرمسلمان۶حق است
سلام دربرخوردبااو
عافيت گفتن نزدعطسه او
عيادت دربيمارى او
پذيرش دعوت او
حضوردروفات او
دوست داردبرايش هرچه براى خودش دوست دارد

درپشت سرخيرخواهش باشد

منبع : http://www.arshnews.ir/vdcip5aq.t1azw2bcct.html

[ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 ] [ 21:58 ] [ رحمان عموزاده ]

 چکیده

موضوع مقاله خانواده، سبک زندگی و راهکارهای ارتقای کیفیت آن می باشد. هدف از این مقاله  توصیف سلامت روانی،  کیفیت زندگی، ، مطالعات روانشناختی در مورد کیفیت زندگی، ، خانواده و کیفیت زندگی، عملکرد خانواده و سلامت روانی، ابعاد سبك زندگي و دید گاه های مطرح شده درباره سبک زندگی است.روش جمع آوری داده ها توصیفی تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه ای بوده و نتایج این برسی بیانگر آن است که :1- خانواده یکی از مهمترین نهادهای جامعه و شکل دهنده ی شخصیت آدمی است، مطلوبیت، رضایت، خشنودی و کیفیت و کارکرد بهینه خانواده اعمال تأثیر گذار بر رشد، شکوفایی و پیشرفت اعضای خانواده است 2- . توجه به خانواده و تلاش در جهت رفع مشکلات و معضلات این سازمان بنیادی می تواند نوید بخش جامعه ای ارزشمند و متعالی باشد 3- اختلال در کارکرد خانواده اعضای آن را دچار سردرگمی، نگرانی و مشکلات ارتباطی می سازد و سلامتی اعضای آن را به مخاطره می اندازد.

کلید واژها: کیفیت زندگی، خانواده،سلامت روانی

 مقدمه
    نهاد «خانواده» يكي از اصيل ترين و قديمي ترين نهادهايي است كه اجتماع بشري آن را تجربه كرده، اگر سرمنشا و فلسفه وجودي تشكيل نهادها را نيازهاي «ساخت يافته» بدانيم به يقين، خانواده نهادي است كه يكي از طبيعي ترين و پايدارترين نيازهاي انسان را به صورتي ساخت يافته و تعريف شده تآمين  مي كند. نياز به آرامش و سكون و استراحت يكي از مهم ترين نيازهاي انسان است كه خداوند متعال با آفرينش زوج و جفتي در كنار انسان، اين نياز او را برآورده كرد و براي اينكه سازوكار ارضاي اين نياز قاعده مند باشد يك راه را مجاز دانست و آن نهاد «خانواده» است؛ (و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم موده و رحمه ان في ذلك لآيات لقوم يتفكرون) (روم: 21) خداوند همسري در كنارتان قرار داد تا بدان وسيله، آرامش يابيد.‏   
 خانواده، كوچكترين و مهمترين نهاد جامعه است. كوچكترين به جهت كميت اعضا و مهمترين به لحاظ كيفيت. هر چه خانواده از نظر آگاهي، اخلاق، تعهد و عاطفه از كيفيت بالاتري برخوردار باشد و به تمام نيازهاي اعضاي آن به طور منطقي پاسخ داده شود، آنها در برخورد با مشكلات كمتر دچار آسيب خواهند شد و كمتر به هنجارشكني اجتماعي سوق خواهند يافت.

سلامت روانی

انسان موجود بسیار پیچیده با ابعاد گوناگونی است و تداوم حیات او به تعادل نسبی این ابعاد بستگی دارد. یكی از این ابعاد سلامت روان است. سلامت روان، حالت كامل آسایش و كامیابی زیستی - روانی و اجتماعی است و صرف نبود بیماری یا معلولیت نمی‌باشد (سازمان بهداشت جهانی). سلامت روانی در مفهوم عام خود نیز به سلامت فكر،‌ تعادل روانی و دارا بودن ویژگی‌‌های مثبت روانی گفته می‌شود و راه‌های دستیابی به سلامت فكر و روح كه برای تعالی و تكامل فردی و اجتماعی انسان‌ها لازم است، با پرداختن به آن روشن می‌شود. مفهوم كيفيت زندگي طي قرن هاي متمادي همواره موضوعي چالش برانگيز و متأثر از نوع جهان بيني افراد بوده است

كيفيت زندگي

آغاز بحث کیفیت زندگی به زمان ارسطو (384- 322 قبل از میلاد ) بر می گردد. ارسطو به ويژه دركتاب اخلاق نيكو ماخس به موضوع سعادت انساني و اينكه سعادت چيست، متشكل از چه فعاليت هايي است و چگونه ميتوان سعادتمند شد، مي پردازد.  رويكرد آكادميك به كيفيت زندگي از سال 1920 میلادی يعني زماني كه پيگو در كتاب اقتصاد و رفاه به اين موضوع پرداخت، سير تازه اي پيدا كرد.  از دهه 1930 محققان به ارزيابي كيفيت زندگي در مناطق مختلف جهان پرداختند و بعلت گستردگي، تدريجاً در ساير علوم مانند روان شناسي، اقتصاد، سياست، جامعه شناسي و پزشكي بصورت يك موضوع ميان رشته اي مورد توجه قرار گرفت ولي حدود 40 سال قبل براي اولين بار كيفيت زندگي در رابطه با وضعيت سلامت مطالعه و گزارش شد. سازمان جهاني بهداشت در سال 2000، مفهوم كيفيت زندگي را درك افراد از موقعيت خود در زندگي از نظر فرهنگ، سيستم ارزشي كه در آن زندگي مي كنند، اهداف، انتظارات، استانداردها و اولويت هاي آنان تعريف كرد. تعريفهاي جديدتر، كيفيت زندگي را اختلاف بين سطح انتظارات انسان ها و سطح واقعيت ها عنوان ميكنند و هرچقدر اين اختلاف كمتر باشد، كيفيت زندگي بالاتر مي رود. بنابراين كيفيت زندگي كاملاً فردي بوده و توسط ديگران قابل مشاهده نيست و بر درك افراد ازجنبه هاي مختلف زندگي آنان استوار است.

گرچه كيفيت زندگي يكي از اساسيترين دغدغه هاي علوم اجتماعي، اقتصادي و سياسي نيز هست و در آن پارامترهاي مادي مانند توسعه اقتصادي در كنار پارامترهاي غير مادي مانند كيفيت كار، خوشبختي انفرادي و حتي آزادي و اتحاد ملي مورد بررسي قرار مي گيرد ولي اندازه گيري كيفيت زندگي در علوم پزشكي اهميت و جايگاه خاصي داشته و عمدتاً كاربردهاي زير را دارد:

1.      تعيين كارآيي درمانهاي مختلف

2.      ارزيابي خدمات بهداشتي و اولويت بندي آنها

3.      سياست گذاري و تخصيص منابع

4.      بهبود روابط پزشك و بيمار با افزايش درك متقابل از بيماري و درمان آن

5.      پژوهش

از اين روست كه در روان شناسي از شاخصي بنام مقياس رضايت از زندگي بعنوان ملاك ارزيابي كيفيت زندگي استفاده مي كنند و اين همان ذهني بودن كيفيت زندگي است  ( نویدیان، 1384).

كيفيت زندگي هر فرد و جامعه با عوامل گوناگوني مرتبط است اما كيفيت زندگي وابسته به سلامت بخشي از كيفيت زندگي را شامل مي شود كه تحت تأثير سلامت انسانها قرار مي گيرد. در واقع كيفيت زندگي يك مفهوم عام و كيفيت زندگي وابسته به سلامت يك مفهوم خاص است. اغلب متخصصان در تعاريف كيفيت زندگي در ذكر مفاهيم ذهني بودن و پويا بودن كيفيت زندگي اتفاق نظر دارند .

همواره اعتقاد بر اين است كه پديده ها و پيامدهاي مطالعه با رويكرد كيفي از پويايي و ديناميسم خاصي برخوردار است و با عنايت به اهميت فرهنگ و نظام ارزشي در تعاريف كيفيت زندگي و تمركز رويكرد كيفي به مطالعه پديده ها ،در بستر فرهنگي خاص و توجه به نظام ارزشي فرد و افراد تناسب و ارتباط همسويي وجود دارد و از آنجا كه انتظارات و اولويت هاي هر فرد متاثر از دريافت ها و پنداشت هاي خاصي شكل گرفته و كيفت زندگي را متاثر مي كند لذا به خوبي مشخص مي گردد كه اين نوع نگاه در رويكردهاي كيفي به عنوان اصول و پيش فرض هاي اساسي مطالعه مي باشد چراكه تعاريف و تئوري هاي مستخرجه از مطالعات كيفي همواره مختص بستر و فرهنگ و نظام ارزشي خاصي مي باشد و كاملاٌ بومي مي باشد . يكي ديگر از مفاهيم مهم موجود در تعريف كيفيت زندگي مفهوم چند بعدي بودن مي باشد كه در رويكرد كيفي نوع نگاه به پديده ها همواره عميق و پرداختن به كشف ابعاد مختلف پديده و گزارش جامع از پديده مورد مطالعه مي باشد كه اين مفهوم نيز رابطه تنگاتنگ و همسويي با رويكرد مطالعه كيفي دارد و به نظر مي رسد تعاريف متعدد مطرح شده از كيفيت زندگي و همچنين طراحي ابزار هاي متنوع سنجش كيفيت زندگي بطور مستقيم و يا غير مستقيم ازمطالعه با رويكرد كيفي متاثر شده است و در نتيجه شناخت پيش فرض هاي مطالعه كيفي، به درك بيشتر كيفيت زندگي در جوامع كمك مي كند و ضروري است محققين به تناسب اين مفاهيم و ارتباط آنها نگاه عميق تري داشته باشند و از آنجا تلفيق در روش هاي جمع آوري داده ها همواره منجر به كشف و تبيين تعاريف و تئوري هاي منسجم و قابل قبولي مي گردد به نظر مي رسد در معرفي كيفيت زندگي نيز از روش هاي متنوع جمع آوري داده ها استفاده شده است و تغيير وتكامل مفاهيم موجود در تعاريف كيفيت زندگي در بستر زمان و مكان نيز تاييد كننده اين ايده مي باشد كه با رويكردكيفي ،تطابق و تناسب دارد ( احمدی، 1389 ).

مطالعات روان شناختی در مورد کیفیت زندگی

مطالعات روان شناختی کیفیت زندگی به توانایی فرد برای دریافت معنا از زندگی شان مربوط است. این مطالعات مربوط به ارضای نیازهای خودشکوفایی یک فرد است. در یک مطالعه اکتشافی شرکت کنندگان عواملی مانند باورهای مذهبی، پیشرفت شغلی، روابط با خانواده و دوستان، حس اتمام کار و حس تعلق داشتن رابه عناون شاخص های کیفیت زندگی شناسایی کردند ( کامپوس ، 2002 ). از جمله متغیرهایی که به نظر می رسد با کیفیت زندگی افراد مرتبط باشد عملکرد خانواده است. عملکرد خانواده به توانایی خانواده در انجام وظایفی که به عهده دارد، از جمله تأمین نیازهای عاطفی، روانی، فیزیولوژیکی ( مادی ) اعضای خود اطلاق می شود. خانواده کارا به خانواده ای گفته می شود که قادر به تأمین نیازهای عاطفی، روانی و فیزیولوژیکی اعضای خود باشد. خانواده ناکارا به خانواده ای گفته می شود که قادر به تأمین نیازهای عاطفی، روانی و فیزیولوژیکی اعضای خود نباشد ( لشگری، 1383 ).  ایوانز و کوپ ( به نقل از فلاحی خشنکناب و همکاران، 1385 ) ابعاد کیفیت زندگی را بعد جسمانی، روانی، اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی، تفریحی و معنوی می دانند. بعد خانوادگی، نحوه تعاملات خانوادگی و میزان حمایت های خانوادگی و نقش افراد خانواده در برداشت کلی از کیفیت زندگی را شامل می شود.

عوامل موثر بر کیفیت زندگی

هر چند كه مسائلی، چون اقتصاد، تورم و بیكاری می‌تواند بر روی نگرش افراد و خانواده‌ها تاثیر بسزایی بگذارد، اما نباید از عامل كمرنگ شدن ارزش‌های اصیل فرهنگی و اعتقادی غافل شد. امام علی(ع) می‌فرماید: "از كسانی مباش كه بی‌عمل امید به آخرت دارند" (نهج‌البلاغه، ص 1160 ). با نگاهی به هدف زندگی افراد در جهان سه نوع زندگی را می‌توان مثال زد:

1 - زندگی مفید: زندگی برای ساختن جهان بهتر، بر پایه لبخند، خوشحالی، آرامش و صلح، امیدواری و جهان روشن.

2 - زندگی مضر: زندگی برای خراب كردن جهان، همراه با گریه و غم.

3 - زندگی بیهوده: زندگی برای هیچ، نه خراب كردن، نه افزایش و بهبود جهان، زندگی تنها برای مردن .

 خانواده و کیفیت زندگی

مادران نیز در بالا بردن سلامت و کیفیت زندگی نقش بسزایی دارند .  مدیریت و اداره خانواده بیشتر به عهده زن است. این مدیریت هم در جنبه عاطفی و روانی است و هم در اداره امور جاری منزل، هر چند شوهر نیز در هر دو جنبه باید شریک و سهیم باشد، لیکن ابتکار عمل و تدبیر اساسی را باید زن به عهده گیرد. زن باید برای ایجاد فضای مناسب عاطفی و روانی و نیز ایجاد محیط زیبا و نشاط بخش در خانه، برنامه ریزی کند و حتی در صورت نیاز، آموزش های لازم را ببیند تا بهتر بتواند در خانه یک مدیرخوب و موفق باشد. خلق خوش و نیکوی خانم منزل یکی از پایه های نگهدارنده و حتی شاید بتوان ادعا کرد اصلی ترین ستون زندگی مشترک محسوب می شود . زبان خوش چیزی نیست جز رعایت احترام طرف مقابل و به کارگیری الفاظ و عباراتی که کمترین میزان تنش را مابین طرفین ایجاد کرده و بهترین نتیجه را به بار می آورد. نشاط، سر زندگی و خوشرویی زن اگر همراه با حوصله و صبوری باشد شوهرش خوشبخت ترین مرد عالم است . مردی که خسته از فشار محیط کار به خانه می آید، پی مکان امنی است تا تجدید قوا کند. زن می تواند چنین محیطی را برای او فراهم کند(کیهان نیا،1376(.  
 نقش ویژه زن در قالب مادر و پایه اساسی خانواده در مراقبت و تربیت فرزند و دادن عواطف لازم به وی و توجه به رشد سالم جسمی و روانی فرزند اهمیت خود را مشخص می سازد. فرزندان برای رشد روانی سالم خود نیاز به وجود مادری با محبت، با عاطفه، با انرژی و شاد دارند. همکاری و ارتباط نزدیک ما با فرزندانمان باعث جذب هر چه بیشتر آن ها به ارزش های مورد قبول ما خواهد شد، هم چنین اگر کودکان احساس کنند که والدین برای آن ها ارزش قائلند بیشتر به ارزش های مورد علاقه آن ها جذب خواهند شد. هم چنین احساس احترام از سوی والدین ، باعث افزایش عزت نفس کودکان شده و  باعث می شود که کمتر به دنبال هم سن و سالان شرور خود رفته و یا دست به اقداماتی خطرناک و مشکل آفرین بزنند.(گلن، ۱۳۸۰).

هر کودکی به منظور احساس امنیت و آرامش و افزایش حس اطمینان نیازمند به رابطه ای محکم و دوستانه، محبت آمیز، و با عاطفه با والدین خود یا افراد بزرگسال است بدون ضمانت محکمی از جانب یک فرد بزرگسال دلسوز کودک در خطر آن است که متخاصم شود و کنترلش سخت و مشکل شود، بنابراین محبت والدین به کودک در تربیت او نه تنها باعث طی شدن سالم مسیر تربیت می شود بلکه از بروز مشکلات ذکر شده نیز جلوگیری می کند (کاکیا، ۱۳۸۰، صص۳۲-۳۱). 

عملکرد خانواده و سلامت روانی

عملکرد خانواده نیز یکی از شاخص های مهم تضمین کننده کیفیت زندگی و سلامت روانی خانواده و اعضای آن است، همچنین رابطه منفی آنان به عنوان یکی از مهمترین عوامل ایجاد کننده و نگهدارنده اختلالات روحی و هیجانی افراد مطرح می شود. بین عملکرد ضعیف خانواده و ابتلای فرزندان به علائم جسمی، اضطراب، اختلال خواب، افسردگی و اختلال در کارکرد اجتماعی رابطه معنادار وجود دارد ( فتاح زاده، 1388 ). روابط بین کودکان و والدین و سایر اعضای خانواده را می توان به عنوان نظام یا شبکه ای از بخش های دانست که در کنش متقابل هستند.  نظام خانواده در مجموعه ای از نظام  های بزرگتر قرار گرفته است. محله ، جامعه و جامعه گسترده تر، این نظام به طور مستقیم یا غیر مستقیم از طریق روش های مختلف تربیت کودک در رفتار کودکان تاثیر می گذارد به همین دلیل باید در عین  حال که خانواده را به عنوان یک نظام می شناسیم و تربیت را از اصول اساسی برای آن مد نظر قرار می دهیم باید به اهمیت و تاثیر تربیت درروابط این نظام پی ببریم زیرا یک خانواده به عنوان یک نظام زمانی روابط اعضایش مستحکم خواهد بود که براساس اصول تربیتی صحیح پایه گذاری شود (هنری ماسن، 1370 ).

در سیستم خانواده چنان چه روابط هر یک از اعضا با دیگران دچار اختلال گردد در این صورت کل سیستم خانواده دچار مشکل خواهد شد که گاهاً باعث مشکلاتی می شود که جبران آن ها سخت و گاهاً غیر قابل ممکن می باشد در این میان طبعاً ضعیف ترین و کوچک ترین اعضای خانواده که فرزندان و کودکان باشند بیشتر تحت تاثیر قرار خواهند گرفت . در این میان والدین باید یک سیستم تربیتی مناسبی را در نظام خانواده پایه گذری کنند تا از ایجاد چنین مشکلاتی جلوگیری کند به همین دلیل اختلافات بین والدین نه تنها نهال تربیتی مناسب  را در محیط خانواده ریشه کن می کند بلکه فرزندان را با این گونه مشکلات آشنا می کند در حالی که والدین می بایست به جای این گونه اختلافات فرزندانشان را به نحو احسن تربیت کنند به عنوان مثال با بررسی هایی که در سال هایی اخیر در زمینه مشکلات دانش آموزان صورت گرفته مشخص شده که بخش اعظم مشکلات آن ها ریشه های خانوادگی داشته و این گونه کودکان حامل عوارض و آسیب های خانوادگی به فضای مدرسه می باشند طبیعی است که تمامی این رفتار ها و مشکلات از تربیت ناصحیح آن ها و اختلافات والدین به جای توجه به آن ها و تربیت کردنشان ناشی می شود به همین، دلیل به اهمیت تربیت و تاثیر بسیار فراوان آن در رفتار های فرزندان در داخل و خارج از محیط خانواده می توانیم پی ببریم. (اصغری پور، 1387).

اهمیت تربیت کودک در دوران کودکی

خانواده مهمترین عامل سازنده شخصیت کودک است، کودکان سال های اولیه عمر خودشان را که از نظر تربیتی مهم ترین سال های زندگی به شمار می رود در محیط خانواده سپری می کنند به همین دلیل امر تربیت را در این دوران باید کاملاً جدی بگیریم دلیل آن هم این است که اگر والدین در این دوران تربیت کودکان را امری ساده بینگارند و در تربیت آن ها سهل انگاری کنند باید انتظار رفتاری ناصحیح و خلاف هنجارهای جامعه را از کودکان داشته باشیم بنابراین به اهمیت تربیت کودک در دوران کودکی زیر سایه والدین آگاهی می یابیم. (معتمدی، ۱۳۷۳). مشکلات خانواده می تواند به شکست در تحصیل و تعلیم و تربیت، فروپاشی روابط اجتماعی و بیگانگی اجتماعی، استفاده از الکل و مواد منجر شود. بنابراین روابط و عملکرد مناسب خانواده برای سلامتی فرد، خانواده و جامعه ضروری است. عملکرد خانواده به وسیله روابط خاص بین اعضای فردی خانواده تحت تأثیر قرار می گیرد. روابطی که کودکان با اعضای دیگر خانواده به خصوص والدین شان دارند تأثیرات مهم بر تکامل سلامتی کودک و سلامتی روان شناختی دارد ( کمیته بررسی تدارک خدمات دولت؛2007 ، به نقل از والکر و شفرد، 2008 ).

ابعاد سبك زندگي

سبك زندگي ارتقاء دهنده سلامت نیز  جزء معطوف به ارتقاي سلامت از سبك زندگي است كه داراي شش بعد "فعاليت جسماني"، "تغذيه"، "مسؤليت پذيري در مقابل سلامت"، "رشد روحي"، "روابط بين فردي" و "مديريت استرس" مي باشد. اين سبك زندگي علاوه بر تداوم و تقويت سطح سلامت و رفاه باعث احساس رضايت، اقناع شخصي و خود شكوفايي مي شود. سبك زندگي، فعاليت هاي عادي و معمول روزانه است كه افراد آن ها را در زندگي خود به طور قابل قبول پذيرفته اند؛ به طوري كه اين فعاليت ها روي سلامت افراد تأثيرمی گذارند. فرد با انتخاب سبك زندگي براي حفظ و ، ارتقاي سلامتي خود و پيشگيري از بيماري ها اقدامات و فعاليت هايي را از قبيل رعايت رژيم غذايي مناسب، خواب و فعاليت، ورزش، كنترل وزن بدن، عدم مصرف سيگار و الكل و ايمن سازي در مقابل بيماري ها انجام مي دهد، كه اين مجموعه سبك زندگي را تشكيل مي دهد .سلامتي مستلزم ارتقاي سبك زندگي بهداشتي است .اهميت سبك زندگي بيشتر از آن جهت است كه روي كيفيت زندگي و پيش گيري از بيماري ها مؤثر مي باشد .براي حفظ و ارتقاي سلامتي، تصحيح و بهبود سبك زندگي ضروري است. ارتقاي بهداشت و تأمين سلامت افراد جامعه يكي از ارکان مهم پیشرفت جوامع می باشد ( شجاعی زاده، و همکارن ، 1390 ).

 دید گاه های مطرح شده درباره سبک زندگی

بررسي تأثير اتخاذ سبك زندگي ارتقاء دهنده سلامت بر كيفيت زندگي از دو ديدگاه اهميت دارد. ارتباط بين شاخص هاي سلامت و كيفيت زندگي اهميت بسيار زيادي در تصميم گيري هاي باليني و سياست گذاري هاي بهداشتي دارد؛ به طوري كه چشم انداز كيفيت زندگي، يك محرك قوي براي تصميم ها و ترجيحات فرد است. اگر فاصله قابل ملاحظه اي بين وضعيت سلامت فرد و كيفيت زندگي او وجود داشته باشد و اين اختلاف مورد توجه سياست گذاران بهداشتي قرار نگيرد، در تصميم گيري هاي باليني و سياست گذاري هاي بهداشتي ممكن است با ترجيحات فرد در يك راستا نباشد، در نتيجه به خطا رود و نتيجه مطلوب از آن حاصل نشود. دانشجويان حجم زيادي از جمعيت جوان كشور را تشكيل مي دهند و شرايط سني و موقعيت اجتماعي آن ها به عنوان قشر تحصيل كرده جامعه مي تواند آن ها را به عنوان الگو براي سايرين قرار دهد. بنابراين انتخاب هر نوع سبك زندگي به وسيله آن ها، نه تنها در زندگي شخصي خود آن ها اثرگذار است، بلكه بر رفتارها و سبك زندگي ساير اقشار نيز تأثير مي گذارد. بنابراين سبك زندگي ارتقاء دهنده سلامت در آنان بسيار مهم بوده، اين گروه از افراد جامعه به عنوان يك مجرا و كانال مي توانند ترويج دهنده مسايل مربوط به ارتقاي سلامت خود، خانواده و بالتبع جامعه باشند.

قمری و خوشنام (1389 )،  در تحقیقی با عنوان « بررسی رابطه عملکرد خانواده اصلی و کیفیت زندگی در بین دانشجویان » به این نتیجه دست یافتند که بین عملکرد خانواده و کیفیت زندگی دانشجویان ارتباط وجود دارد. به این معنا که هر چه کارآیی خانواده بالاتر باشد با نتایج مثبت برای کیفیت زندگی دانشجویان همراه است و بر عکس اختلال در کار خانواده، کیفیت زندگی نامطلوب را در پی خواهد داشت. همچنین بین هر یک از ابعاد عملکرد خانواده ( عملکرد کلی، حل مشکل، ارتباط، نقش ها، همراهی عاطفی، کنترل رفتار و آمیزش عاطفی ) و کیفیت زندگی دانشجویان رابطه مثبت وجود دارد. 

نتیجه گیری

خانواده یکی از مهمترین نهادهای جامعه و شکل دهنده ی شخصیت آدمی است، مطلوبیت، رضایت، خشنودی و کیفیت و کارکرد بهینه خانواده اعمال تأثیر گذار بر رشد، شکوفایی و پیشرفت اعضای خانواده است. وقتی الگوهای خانواده برای رسیدن به هدف سودمند باشند، خانواده از لحاظ کارکردی کارآمد است. وقتی الگوهای خانواده سودمند باشد تعاملات همراه با استرس و رفتارهای بیمارگونه صورت می گیرد و خانواده ناکارآمد خواهد بود ( زاده محمدی و ملک خسروی، 1385 ).  خانه نخستین مکان در مسیر زندگی اجتماعی افراد است و باید به گونه ای باشد که روح آرامش و تعادل را در اعضای خود ایجاد کند. وجود محیطی گرم، با روح و بالنده در خانواده تکیه گاه مطمئنی برای اعضای خود است و سلامت روحی و روانی افراد را تضمین می کند و دستیابی به جامعه سالم در گرو سلامت خانواده و خانواده سالم در گرو برخورداری افراد آن از سلامت روانی و داشتن ارتباط مطلوب به یکدیگر است. توجه به خانواده و تلاش در جهت رفع مشکلات و معضلات این سازمان بنیادی می تواند نوید بخش جامعه ای ارزشمند و متعالی باشد ( فتاح زاده، 1388 ). توانایی سازگاری با تغییر نیز نشان دهنده عملکرد سالم خانواده است. عملکرد خانواده مناسب می تواند به اعضای آن برای کنار آمدن با شرایط نامناسب و زندگی ناگوار و استرس کمک کننده باشد. اختلال در کارکرد خانواده اعضای آن را دچار سردرگمی، نگرانی و مشکلات ارتباطی می سازد و سلامتی اعضای آن را به مخاطره می اندازد.

پیشنهادات

بالا بردن کیفیت زندگی هیچ ارتباطی به مسائل مادی ندارد، این ذات درونی شماست که افکار، گرایشات، نظرات و اعمال شما را هدایت می‌کند. راه ‌های زیادی برای بالا بردن کیفیت زندگی وجود دارد . با توجه به نتايج به دست آمده از اين مطالعه پيشنهاد مي گردد جهت ارتقاء سطح سلامت و كيفيت زندگي افراد جامعه، ، خدمات حمايتي توسط ارگان هاي مربوطه صورت گيرد. و نیز باشناخت فاكتورهاي تأثيرگذار بر كيفيت زندگي مي توان از اين اطلاعات در راستاي ارائه برنامه هایی جهت ارتقاء سلامت و کیفیت زندگی استفاده نمود.   

 منابع

1. احمدی،فضل الله ( 1389 ). تناسب پيش فرض هاي رويكرد كيفي با مفاهيم كيفيت زندگي. سمينار كشوري كيفيت زندگي و ارتقاء سلامت. 17 و 19 اسفند 1389، چابهار.

۲.استن هاوس، گلن، (۱۳۸۰)، کلیدهای تربیت کودکان، مترجم: ناهید آزادمنش، چاپ سوم- تهران: انتشارات صابرین .

3.اصغری پور، حمید، (۱۳۸۷)، کلیات راهنمایی و مشاوره، چاپ هشتم- مشهد، انتشارات تمرین.

4.  زاده محمدی، ع و ملک خسروی، غ ( 1385 ). بررسی مقدماتی ویژگی های روان سنجی و اعتباریابی مقیاس سنجش کارکرد خانواده، فصلنامه خانواده پژوهی 5، 89- 69 .

5. شجاعی زاده، داوود. شریفی راد، غلامرضا. توسلی، الهه و طل، آذر ( 1390 ). بررسی سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت و رابطه آن با کیفیت زندگی در دانشجویان مقطع کارشناسی دانکشده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان. پایان نامه دکترا. دانشکده بهداشت دانشگاه علو پزشکی اصفهان. اصفهان.

6.   فتاح زاده، ا (1388). مقایسه کیفیت زندگی و عملکرد خانواده در کارکنان خشنود و ناخشنود پالایشگاه شازند اراک. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی اراک. اراک.

7.  فلاحی، خشکناب، م. کریملو، م. رهگوی، ا. و فتاح مقدم، ل ( 1385 ). بررسی کیفیت زندگی و عوامل مرتبط با آن در پرستاران بخش های روان پزشکی دانشگاههای علوم پزشکی شهر تهران. مجله پزشکی حکیم.

8. کاکیا، لیدا، (۱۳۸۰)، نگرشی نوبه تربیت کودک، چاپ اول- تهران، انتشارات اقاقی.

9. کیهان نیا، اصغر ( 1376 ).  خانواده خوشبخت، راههای رسیدن به تفاهم-زنان و مردان خوشبخت چگونه رفتار می کنند؟ تهران: نشر، مادر.

10.   لشگری، م (1383). رابطه بین کارآیی خانواده و سلامت عمومی فرزندان. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی. تهران.

11.   معتمدی،  زهرا، (۱۳۷۳)، رفتار با کودک، چاپ سوم- تهران، انتشارات لک لک

12.   نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی ( 1380 ). تهران. نشر، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی.

13.   نویدیان، علی (1384 ). مفاهیم روان پرستاری. زاهدان. انتشارات دانشگاه علوم پزشکی زاهدان.

14.   هنری ماسن، پاول، (۱۳۷۰)، رشد شخصیت کودک، مترجم: مهشید یاسائی- چاپ اول، تهران، انتشارات پایا.

15.  Compos, G. T. (2002). Quality of life differences between first-year undergraduate financial aid and non-aid recipients. Virginia Polytechnic Institute and State University Blacksburg, Virginia [On-line]. Available: www.scholar.lib.vt.edu/

16.  Walker, R., & Shepherd, C. (2006). Strengthening aboriginal family functioning: What works and why? Telethon institute for child health research[On-line].Available: www.aifs.gov.au/afrc/pubs/briefing/b7pdf/b7.pdf

 

[ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 ] [ 13:54 ] [ رحمان عموزاده ]

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه تنها سندی که بین خدا و بشریت باقی مانده و هیچ تحریفی در آن رخ نداده قرآن است، سبک زندگی قرآنی را زندگی بر اساس علم دانست. 

 
به گزارش «سبک زندگی اسلامی» «حسن رحیم پور ازغدی» روز گذشته در گردهمایی دانشجویان قرآنی دانشگاه های شرق کشور تصریح کرد: قرآن مخاطب خود را به خوبی می‌شناسد و با هر کسی بر حسب خود شخص رفتار می‌کند؛ به طوری که اگر کسی قرآن را موجودی مرده بپندارد در حقیقت خود را مرده پنداشته و یا اگر کسی از قرآن تنفر داشته باشد از خودش متنفر است؛ چرا که قرآن تجلی خالق هستی است.
 
 وی افزود: تنها سندی که بین خدا و بشریت باقی مانده و هیچ تحریفی در آن رخ نداده قرآن است و روایات پیامبر و ائمه معصوم و حتی آیات قرآن به صراحت به این مهم توجه دارند و کفار که معتقد به نزول قرآن نیستند امروزه در خصوص معجزات آن کتاب نوشته‌اند.
 
 عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی سبک زندگی قرآنی را بر اساس علم دانست و تصریح کرد: ۱۱۵ بار کلمه دنیا و ۱۱۵ بار کلمه آخرت در قرآن آمده است و این بدین معناست که نگاه اسلام به دنیا و آخرت متعادل است، کلمه زن و مرد هر کدام ۲۴ بار تکرار شده است که این به مفهوم تعادل در نگاه جنسیتی می‌باشد، کلمه ملائکه، شیطان و شیاطین هر کدام ۸۰ بار در قرآن بیان شده است که این نشانگر این موضوع می‌باشد که دعوت به خیر و شر با هم در دنیا وجود دارد، واژه صلاح و فساد هر کدام ۵۰ بار در قرآن ذکر شده است که این هم حاکی از اختیار انسان در پذیرفتن خیر و شر و یادآوری مسئولیت انسان است و در واقع همه این اعداد که از معجزات قرآن است درس‌هایی را در شیوه زندگی در حوزه های مختلف فردی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی می‌دهد.
 
 ازغدی با بیان روایتی از امام صادق(علیه‌السلام) مبنی بر اینکه یکی از نشانه های مؤمن این است که بیش از آنچه که می‌داند سخن نگوید، گفت: هر کسی هر آنچه می‌گوید و یا می‌نویسد باید نسبت به آن علم داشته باشد و اگر به این فرمایش امام معصوم عمل شود در سبک زندگی فرد، انقلاب به وجود می‌آید.
 
 ازغدی با اشاره به آیه ۳۶ سوره اسراء خاطرنشان کرد: این آیه در سبک زندگی قرآنی می‌فرماید که هر جا علم و آگاهی است به همان اندازه مسئولیت نیز موجود می‌آید و از طرفی علم با بی طرفی سازگار نیست و همچنین کل ظرفیت‌های بشر را باید الهی دانست؛ چرا که آگاهی‌ها در برابر خداوند مسئول است.
 
 ادامه داد: تمامی ساختارهای معنوی انسان هدف دار است؛ چرا که مسئولیت را برای او یک امر اتفاقی نمی‌توان تعریف کرد.
 
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی وی در پایان خاطرنشان کرد: هر صفحه ای از قرآن را که باز کنید می‌بینید که این کتاب الهی در حوزه های سبک زندگی عملی، فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و اخلاق توصیه‌هایی را ذکر کرده است و لم محوری و آگاهی محوری یک سبک زندگی است که در قرآن به آن اشاره شده است.

منبع :http://www.islamiclife.ir/events/1392_01/001459.php

[ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 ] [ 10:46 ] [ رحمان عموزاده ]

 

 بیانات رهبر معظم انقلاب  در جمع جوانان، دانشجویان و دانش‌آموزان استان خراسان شمالی همچون همیشه حاوی نکاتی روشنگر و مدبرانه بود که به کار بستن و تهیه‌ی استراتژی مدون برای تغییر برخی و تقویت برخی دیگر از این موارد می‌تواند مسیر جامعه را برای رسیدن به رفاه، آسایش و عدالت اجتماعی هموارتر سازد.

 شاید مسائل و مشکلاتی که بیشتر ما در حوزه‌ی فرهنگ و اخلاق و در بطن جامعه هر روز و هر روز مشاهده می‌کنیم به نحوی برایمان عادی شده باشند و این عادات و تفکر ناهنجار بر اثر تعدد و تکرار برای ما به صورت جزئی از سبک زندگی درآمده باشد.

 مواردی ذیل در بیان رهبری به عنوان نمونه‌هایی از معضلات و چالش‌های روزمره‌ی زندگی ایرانیان مورد اشاره قرار گرفته‌اند که توجه گروهی از جامعه‌شناسان، روان‌شناسان و دانشگاهیان را می‌طلبد تا برای این آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی به دنبال راه‌حل باشند:

 1. ضعف در روابط اجتماعی و صله‌ی رحم؛

منبع : پرونده ای برای سبک زندگی :جواد تمدنی، پژوهشگر سینما


ادامه مطلب
[ شنبه سوم فروردین 1392 ] [ 11:35 ] [ رحمان عموزاده ]

 موضوع سبک زندگی موضوع جدیدی نیست . در اسلام از قرون اولیه تا عصر حاضر بسیاری از علما در کتاب های خود به بیان ابعاد، شاخصه ها و چگونگی سبک زندگی پرداختند. از علمای معاصر می توان به کتاب مفاتیح الحیاه  به قلم علامه جوادی آملی اشاره کرد .
در تعریف سبک زندگی آمده است که سبک زندگی مجموعه ای از طرز تلقی ها و ارزش ها، شیوه های رفتاری و سلیقه هایی است که نشانگر شرایط زندگی انسان می باشد.

منبع : http://islamiclifestyle.blogsky.com/


ادامه مطلب
[ شنبه سوم فروردین 1392 ] [ 11:31 ] [ رحمان عموزاده ]

 

 

گفت‌وگو با دکتر رضا پورحسین، دانشیار دانشکده‌ی روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران درباره‌ی نقش تربیت کودک در شکل‌گیری سبک زندگی


http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif اگر بپذیریم که داشتن شیوه‌ی زندگی اسلامی، بسترساز تمدن نوین اسلامی و پیشرفت همه‌جانبه است، رسیدن به این شیوه‌ی زندگی و عمل به آن اهمیت خود را بهتر می‌نمایاند. یکی از عوامل بسیار مؤثر بر شیوه و مشی زندگی، تربیت فردی و اجتماعی است. این تربیت چگونه باید باشد تا شیوه‌ی زندگی ما اسلامی باشد؟
وقتی از تربیت و نقش و تأثیر آن صحبت می‌کنیم، باید تأکید داشته باشیم که نقطه‌ی عطف تربیت یک انسان در دوران کودکی او شکل می‌گیرد. بنابراین باید فکر کنیم که چگونه می‌توانیم یک کودک را بالنده پرورش دهیم. در اولین گام باید توقعمان را از «کودک تَراز» مطابق با الگوی اسلامی-ایرانیِ پیشرفت مشخص کنیم.

منبع : http://islamiclifestyle.blogsky.com/


ادامه مطلب
[ شنبه سوم فروردین 1392 ] [ 11:27 ] [ رحمان عموزاده ]

به راستی پیامبر(ص) در تربیت و ساختن انسان های بزرگ از چه شیوه هایی استفاده کرده است؟

برای پاسخگوئی به این سۆال بخشی از شیوه های تربیتی پیامبر اکرم(ص) را مورد بررسی قرار می دهیم. البته این شیوه ها اصول ثابتی هستند که در هر دوره و زمانی می توانند مورد استفاده قرار گیرند و ما اگر امروز هم از شیوه های پیامبر مکرم اسلام(ص) در تربیت انسان ها بهره بگیریم می توانیم بهترین انسان ها را بسازیم.

معرفی پیامبر(ص) در قرآن کریم بعنوان اسوه و الگوی نیکو (اسوه حسنه) نیز به همین معناست که ما امروزه سیره آن مرد الهی و رهبر موفق تاریخ را سرلوحه کار خود بویژه در موضوع تربیت قرار دهیم.

اخلاق عظیم

پیامبران آمده اند تا در مسیر تعالی و تکامل زندگی مادی و معنوی بشر، اخلاق و فضائل اخلاقی را نهادینه کنند تا انسان در چهارچوب فضائل و محاسن اخلاقی قله های سعادت و پیروزی را فتح کند و در فضای معطر محاسن و مصفای اخلاق در جامعه، به کمال مطلوب رسد. پیامبر خاتم(ص) نیز اساس بعثت خویش را تکمیل والائی های اخلاق معرفی می کند و می فرماید: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق؛ (1) همانا من برای تکمیل والائی های اخلاق برانگیخته شدم.»

همچنین بنا بر اصلی اخلاقی و روان شناختی که مربی باید عامل به آنچه خود می گوید باشد پیامبر(ص) نه تنها متخلق به اخلاق حسنه بود بلکه به فرموده قرآن دارای خلق عظیم بود. قرآن کریم پیامبر(ص) را به داشتن چنین خلق و خویی می ستاید و می فرماید: «انک لعلی خلق عظیم؛ (قلم/4) تو ای پیامبر سجایای اخلاقی عظیمی

منبع : http://sabkezendegi.ibsblog.ir/

 


ادامه مطلب
[ شنبه سوم فروردین 1392 ] [ 11:13 ] [ رحمان عموزاده ]
ما جزیی از جهان هستی هستیم و زندگیمان تحت تاثیر همان قوانینی است که بر اجزای دیگر جهان هستی حکم فرماست. باید همانند دیگر اجزای طبیعت، به حفظ تعادل و توازن بپردازیم. ما برای رشد و تکامل و بهبود یافتن، وقت صرف می کنیم.

صرف وقت و زمان

طبیعت، همواره وقت صرف می کند. درختان بلوط عظیم و بزرگ، به طور سریع و ناگهانی بزرگ نمی شوند. آنها نیز، برگ ها، شاخه ها و پوست خود را در مراحل بزرگ شدن از دست می دهند. الماس ها نیز در طول یک هفته تشکیل نمی شوند. هر چیز ارزشمند، زیبا و با شکوهی در کاینات، برای این چنین شدن، نیاز به زمان دارد.
بنابراین باید زمانی که به ارزیابی پیشرفت های خود می پردازیم، با خود مهربان تر باشیم. ایجاد اعتماد به نفس، ساخت یک بدن سالم و تندرست و یا طرز فکر و نگرشی مثبت، زمان می برد. ایجاد یک تجارت و کسب و کار ارزشمند و یا رسیدن به استقلال مالی، نیاز به زمان دارد. در جهان واقعی، موفقیت های لحظه ای و ناگهانی، بسیارکم به وجود می آیند.

عشق و محبت
کمی در خصوص عشق و محبت، فکر کنید. چگونه یک فرد، در چند جمله، می تواند حق مطلب را در بیان عشق ادا می کند؟
آیا تا به حال متعجب شده اید و از خود پرسیده اید که چرا نوزادان را بسیار دوست داریم؟ ما نوزادان را دوست داریم. چون آنها بی غل و غش و ضعیف و حساس هستند. هنگامی که آنها آغوششان را باز می کنند و به چشمان ما نگاه می کنند، به ما می گویند:" ما را دوست داشته باشید. ما به شما نیاز داریم و نمی توانیم این عشق و محبت را به تنهایی به وجود آوریم."

همان طور که بزرگ تر می شویم، بسیاری از ما تظاهر کنیم. تظاهر می کنیم و می گوییم: " حال من بسیار خوب است، من فردی محکم و پر طاقت هستم و از عهده همه کارها بر می آیم : "در حالیکه ممکن است از درون، احساس ترس و وحشت و تنهایی و نیازمند فردی باشیم که به حرف های ما گوش کند.
دیگران زمانی که ما صادق و راستگو و بی غل و غش هستیم، متوجه می شوند، به همین علت ما را دوست دارند. تنها در زمانی که تظاهر می کنیم که حال بسیار خوبی داریم، دچار مشکل می شویم.
عشق، چیزی رمانتیک و ناشی از احساسات و عواطف نیست. عشق، قدرت و توانایی و تعهد است.
عشق، جرات و شجاعت است، و بیان این عبارات را که "من می ترسم" یا "من تو را دوست دارم"، به شجاعت بیشتری نیاز دارد تا کشیده زدن درگوش کسی.
عشق، احترام و توجه نسبت به خود و دیگران است. لحظه ای که می گوییم " تو این کار را انجام بده، آن گاه من تو را دوست خواهم داشت" این، عشق نیست، بلکه زیرکی و زرنگی است.
عشق، جست و جوی خوبی ها و نیکی ها درافراد است. اگر ما بتوانیم دایم این کار را انجام دهیم، در این صورت، سعادت و خوشبختی ما تضمین می شود. چون زندگی ما، بازتابی از اعمال خود ماست، هر چه بیشتر، عشق و زیبایی را درک کنیم، به همان نسبت نیز، رشد و تکامل بیشتری می یابیم و شایستگی بیشتری پیدا میکنیم.


استراحت و آسودگی
طبیعت، گاهی در استراحت به سر می برد. خاک به استراحت نیازدارد، خرس ها و مارها به خواب زمستانی فرو می روند، حتی ماهی ها با چشمان باز به خواب می روند. ما می توانیم از این شیوه و رویکرد، درس بگیریم. ما به زمانی برای استراحت و تنفس، تجدید قوا، بررسی و بازنگری مجدد، تفکر و تعمق نیاز داریم.
اگر تصور می کنید باید همیشه سخت کار کنید، در این صورت، می توانید به همان شیوه زندگی کنید. اعتقاد و باور شما به این که هرگز نمی توانید استراحت کنید، حقیقت وجودی شما خواهد بود، مگر تا زمانی که به گونه ای دیگر و متفاوت تصمیم بگیرید.
هنگامی که استراحت را بخشی از شیوه زندگیمان قرار دهیم، در این صورت، مانند خاک، در زمان کارکردن، بسیار مفیدتر و موثرتر خواهیم شد. این عبارت را بگویید و تکرار کنید: " من باور دارم که ما همه به عنوان انسان، برای کار و عمل و فعالیت ساخته شده ایم."
"استراحت را به عنوان یک نیاز و ضرورت قرار دهید و نه به عنوان یک مقصود و هدف!"

چرخش ها
همان طور که زمین به دور خورشید می چرخد و فصل ها می آیند، زندگی ما نیز باید در چرخش باشد. پس همواره اوقات آرام و راحت و دوران سخت و دشوار وجود دارد، همان طور که فصلی به دنبال فصلی دیگر می آید. یکی از مبارزه های بزرگ در زندگی، برخوردکردن با زمستان و از پس آن برآمدن در زمانی است که شما انتظار بهتر شدن دارید.
همه چیز بهتر خواهد شد و همواره بهتر می شود. مسئله این است که بسیاری از افراد، صحنه را ترک می کنند و تحمل گذشت زمان را ندارند و بسیار زود مایوس و ناامید می شوند.

 

منبع : مجله موفقیت

[ چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 ] [ 21:5 ] [ رحمان عموزاده ]

چندسال پیش، رهبر انقلاب، اسلامی شدن دانشگاه ها را یک ضرورت اساسی برای این مراکز شمردند. به دنبال آن، جلسات و میزگردها و سمینارهایی در گوشه و کنار کشور تشکیل شد؛ سخنرانان و برنامه ریزان طرح ها و برنامه هایی ارائه کردند و روزنامه ها و مطبوعات هم دراین زمینه مطالبی نگاشتند.

از آنجا که همواره بین بزرگی یک طرح و برنامه با زمان لازم برای به بار نشستن آن نسبت مستقیمی وجود دارد، بایستی منتظر ماند و دید که در عمل این درخت عظیم چه میوه ای به بار خواهد آورد.

سمت و سوی سخنان رهبر انقلاب اگرچه دانشگاه ها و مراکز علمی و تحقیقی بودند، اما نمی توان اساساً اسلامی شدن را در مورد مقاطع قبل از دانشگاه ها ضروری ندانست. اصولاً جامعه در شکل کلی مجموعه ای از نهادهای به هم پیوسته است که با تعامل خود مجموعه ای واحد می سازند.

بر این اساس، دانشگاه ها اگرچه در معادلات و مناسبات هرجامعه به شکلی محسوس تأثیرگذارند؛ اما نمی توان آن ها را برآیند نهادهای قبل از این مرکز مانند مقاطع متوسطه و راهنمایی و دبستان به حساب نیاورد.

نهاد تعیین کننده و در عین حال کوچک خانواده را بایستی مزرعه ای دانست که دانشجو ریشه در آن دارد و این در حالی است که گاه از عوامل قبل از ورود طفل به عرصة خانواده صرف نظر می شود؛ مراحلی مانند انعقاد نطفه، فرآیند شیرخوارگی که بدون شک در گرایش طفل و در حقیقت ساخت و ساز فرهنگ آیندة وی مؤثرند. در این زمینه روایات فراوانی در متون دینی وجود دارند؛ چنان که از امام صادق(ع) پرسیدند: «آیا می توانیم شیرِ زنی را که از راه نامشروع باردار شده است به طفل خود بدهیم؟» حضرت فرمودند: «نمی توان این کار را کرد. نه تنها شیر این زن فاسد ]فسادآور[ است؛ بلکه هرگاه فرزند این زن دختر باشد، از دادن شیر این دختر نیز به فرزند بایستی پرهیز کرد.»1

کوچک؛ اما تعیین کننده

کوچکی نهاد خانواده، نشانة کم اثر بودن آن در ساختن فرهنگ آتی فرزند نیست؛ بالعکس بزرگ ترین تأثیر در پی ریزی فرهنگ و آداب و رسوم و اعتقادات و ارزش ها و هنجارها و ناهنجاری های بعدی فرد را بایستی در این چهاردیواری جست وجو کرد.

این نهاد مهم، از یک سو عرفاً تعریفی واضح دارد و از سویی دیگر به علت بارهای حقوقی و ابعاد مختلف آن از زاویه های گوناگون تعریف شده است.

حقوق دانان در قانون مدنی، خانواده را مجموعه ای از اشخاص خوانده اند که به واسطة قرابت به هم بستگی دارند و محور این قرابت اعم از این که نسبی باشد یا سببی، ازدواج است.

فرهنگ حقوقی «دالوز» خانواده را چنین تعریف کرده است: «خانواده یک نهاد حقوقی است مشتمل بر مجموع اشخاصی که به وسیلة رشته های زناشویی یا خون یا فرزندخواندگی با یکدیگر پیوند یافته اند. در معنای محدودتر، کلمة خانواده معرف شرکت ناشی از زناشویی است که شامل زن و شوهر و فرزندانشان می شود.» براین اساس خانواده نهادی است حقوقی و مدنی و در مقایسه با سایر نهادهای اجتماع با ابعادی کوچک تر.

بند سوم مادة شانزده اعلامیه حقوق بشر خانواده را رکن طبیعی و اساسی اجتماعی دانسته و به آن حق داده که از حمایت دولت بهره مند باشد. 2

قانون اساسی کشورهای دنیا و هم چنین جمهوری اسلامی چترهای حمایتی گوناگونی برای این نهاد مؤثر و تعیین کننده گشوده اند.

تأثیرپذیری در بدو تولد

یافته های امروز روان شناسی گویای تأثیرپذیری طفل در همان ماه های اول تولد است و این تأثیرپذیری حتی قبل از آن است که طفل بتواند کارهای بسیار ساده و ابتدایی مانند سرگرم شدن با اشیاء دور و بر خود را یاد بگیرد. یک کودک معمولی در دو ماهگی با دیدن چهرة مادرش لبخند می زند، و جالب توجه این که واکنش مادر در برابر این لبخند، نقش مؤثری در واکنش فعال تر طفل دارد و این دو پاسخ متقابل، پاسخ های اجتماعی یکدیگر را تقویت می کند.

کودک در سه یا چهارماهگی افراد آشنای خانواده را می شناسد و آنان را بر دیگران برتری می دهد. با ورود طفل به سه سالگی، نخستین توانمندی های طفل در برقراری ارتباط با دیگران ظاهر می شود. 3

طبعاً از همین زمان دریچه های کسب فرهنگ های مختلف از افرادی که طفل با آن ها مرتبط است بر زندگی او گشوده می شود و این در حالی است که هنوز طفل از انجام دادن بسیاری از کارهای روزمره ناتوان است.

عوامل مهم تأثیرپذیری

تأثیرپذیری طفل از خانواده امری اجتناب ناپذیر است. مهم ترین دلایل این تأثیرپذیری عبارتند از:

اول: وابستگی عاطفی طفل به خانواده، خصوصاً به دو رکن اصلی آن یعنی پدر و مادر و بیش از پدر در وابستگی به مادر.

وجود کانال عاطفی و مهر و محبتی که در فضای خانواده وجود دارد، در تأثیرپذیری و فراگیری فرزند نقشی مهم و تعیین کننده دارد. همین کانال عاطفی در پیشبرد آموزه های انبیا نیز مورد استفاده قرار گرفته است. در حقیقت پیامبران توانستند با ایجاد رابطه ای عاطفی با افراد جامعه، طایر انسانیت و اخلاق را در آسمان زندگی آنان به پرواز در آورند؛ چنان که قرآن کریم در سوره مبارکه آل عمران این نکته را به پیامبر(ص) گوشزد می کند که اگر سنگدل بودی، مردم از اطرافت پراکنده می شدند.

دوم: کودک، والدین خود را به نوعی صاحب اختیار و بنا به آنچه در روایت آمده است عامل اعطای رزق و روزی خود می پندارد؛ چنان که امام صادق(ع) به نقل از رسول خدا(ص) فرمود:«فرزندان خود را دوست بدارید و نسبت به آن ها با مرحمت و مهربانی رفتار کنید و هرگاه به آن ها وعده ای دادید، به آن عمل کنید؛ زیرا کودکان، شما را جز وسیلة تأمین روزی و نیازهای خود نمی بینند. 4

همین پندار، زمینة اطاعت فرزند از والدین را هموار خواهد کرد و طبعاً موجب پذیرش فرهنگ آن ها خواهد شد.

سوم: تأثیرپذیری مبتنی بر لطف الهی که شامل حال خانواده های پرهیزگار خواهد شد.

در این خصوص، روایتی از امام صادق(ع) وارد شده که در آن پرهیزکاری والدین، موجب حفظ فرزندان آنان از انحرافات دانسته شده است.5 این نکته را می توان نوعی لطف خداوند به خانواده هایی دانست که حدود الهی را پاس می دارند. در واقع پاداشی است زود هنگام به این خانواده ها.

آنچه گفته شد مهم ترین دلایلی است که زمینه پذیرش فرهنگ خانواده را از سوی طفل فراهم می کند.

تبیین و تفسیر همة عوامل مؤثر در این قضیه فراتر از این مختصر است.

با ورود طفل به دایرة هم سن و سالان خود و سپس به مراکز و نهادهای فراتر از خانواده، چه بسا تعارض فرهنگی برای وی پیش بیاید. در این مرحله طفل یا نوجوان به ناچار دست به گزینش خواهد زد و سرانجام شخصیت اجتماعی وی به صورت اساسی شکل خواهد گرفت؛ در این میان، نکته ای که نمی توان نادیده انگاشت استحکام فرهنگی است که وی در همان سنین اولیه از کانون خانواده فراگرفته است.

بی جهت نیست که یکی از دانشمندان خارجی معتقد است که به ندرت می توان دایرة تربیت طفل را از خانواده فراتر دانست و برخی از روان شناسان معتقدند شخصیت اصلی طفل در سنین زیر هفت سال شکل خواهد گرفت.

تأثیرات منفی

تأثیرات منفی خانواده به طفل (در یک نگرش خیلی کلی) یا به دلیل بافت خاص خانوادگی طفل است و یا به دلیل از هم پاشیده شدن کانون خانواده او.

محور اول؛ بافت خاص خانوادة طفل:

خانواده ای که اعضای تبهکار در آن حضور دارند، زمینة فراگیری فرهنگی ناپسند را در اطفال معصوم خود فراهم می کند. در این خصوص مطالعات گسترده ای از سوی جرم شناسان خصوصاً از سال 1935 میلادی به این سو صورت گرفته است.

محور دوم؛ از هم پاشیدگی خانواده ها: این عامل اصولاً زمینه ساز پذیرش فرهنگ و هنجار ناپسند در فرزندان خواهد بود.

پژوهش ها نشان می دهد که سی تا شصت درصد بزهکاران متعلق به خانواده های از هم پاشیده و هفتاد تا هشتاد درصد بزهکاران خردسال از خانواده های از هم پاشیده برخاسته اند. 6

البته نمی توان نقش عوامل فراتر از خانواده را در بزهکاری این گونه کودکان بی تأثیر دانست؛ اما عامل اصلی بزهکاری چنین افرادی از هم پاشیده شدن شیرازة خانوادگی آن هاست.

چکیده: خانواده اگرچه نسبت به سایر نهادها و مراکزی که بعدها طفل با آن ها مواجه می شود، دارای ابعاد کوچک تری است؛ بدون شک در مقایسه با سایر مراکز در فرهنگ سازی شخص تأثیر بیش تر و عمده تری دارد. بر همین مبنا در قوانین موضوعة کشورها حمایت های ویژه ای از این نهاد تعیین کننده به عمل آمده است.

خانواده در پی ریزی فرهنگ آتی طفل، اعم از گرایش مثبت و بهنجار، و گرایش منفی و تبهکارانة وی در حکم سنگ بنای اولیه است. شالوده ای است که بنای شخصیت طفل بر آن ساخته خواهد شد. به این مطلب که مبتنی بر آموزه های دینی و یافته های روان شناسی است، نبایستی تنها به عنوان یک دستاورد علمی نگریست، بلکه هشداری است به خانواده ها که بزهکاری فرزندان خود را تنها در لابه لای عوامل فراخانوادگی جست و جو نکنند و خود را در ایجاد فرهنگ مغایر با ارزش های انسانی فرزندانشان بی تأثیر نپندارند؛ بلکه در برابر فرزندان لاابالی و منحرف خویش انگشت تقصیر را به سمت و سوی خودشان نشانه بگیرند.

خانواده عامل اصلی ساخت و ساز فرهنگ طفل است.

به راستی خانواده ها کدام فرهنگ را ارزانی فرزندان معصوم خود می کنند؟ فرهنگی برخاسته از آموزه های پیامبران و عرف های پسندیده، یا فرهنگی بنا شده بر باورهای غلط و ویران کننده؟

منبع : http://www.hawzah.net

[ چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 ] [ 16:7 ] [ رحمان عموزاده ]

مقدمه:

پس از انقلاب اسلامي و حركت همگاني مردم براي تغيير بنيادين ارزش‌هاي نظام، دشمنان همواره از طريق برنامه‌هاي مختلف سعي در اختلال در نظام برنامه‌هاي كشورمان داشته‌اند. پس از آنكه دشمنان از ادامه رابطه و مصالحه با رهبران نظام جمهوري اسلامي مأيوس شدند، به جنگ تحميلي دامن زدند كه خود مي‌توانست تضعيف نظام تا نابودي كامل هويت ديني و ملي (ايراني- اسلامي) را در بر داشته باشد. البته در اين راه دشمن از هيچ حربه‌اي فرو نگذاشت، اما آنچه كه مسلم بود رشادت‌ها و ايثار جوانان و مردم ايران زمين به مدد عقيده و ارزش‌هايي كه از انقلاب به دست آورده بودند، مانعي بزرگ بر سر راه اهداف آنها شد و چيزي جز ناكامي و شكست در حوزه استراتژي‌هاي نظامي را براي آنها در بر نداشت. بدين ترتيب دشمن زخم خورده از شكست در حوزه‌هاي نظامي به فكر راه‌هاي پنهاني‌تر و البته كشنده‌تري براي نابودسازي نظام افتاد. در اين دوره استحاله از درون و تهي‌سازي معاني ارزشي جامعه مهم‌ترين هدف دشمن قرار گرفت. تهاجم فرهنگي و شبيخون فرهنگي درست از سال 1368 يعني پايان جنگ تحميلي ايران و عراق آغاز شد و از خلاء ايجاد شده از مسايل جنگ، استفاده لازم را برد.

گسترش روز افزون ماهواره‌ها، گسترش بي‌بندوباري و به وجود آمدن فساد فراگير در جامعه و به انحطاط كشيده شدن برخي از جوانان و گسترش روزافزون مشروبات الكلي، ايجاد گروه‌هاي غربي مانند: هوي‌متال‌ها، رپ‌ها و شيطان‌پرست‌ها، تمايل به مدگرايي و000 همه و همه نشان از هدفمند بودن اين تهاجم از طرف دشمن داشت. اين بار دشمن با استفاده از روش‌هاي نرم‌افزاري فكري و تبليغي بر خلاف دوره قبل كه مردان را مورد حمله قرار داده بود قلب جامعه، يعني زنان و جوانان را هدف گرفت.

جامعه‌شناسان معتقدند كه پايه‌هاي هر جامعه، ريشه در ارزش‌ها و نظام عقيدتي آن دارد. بنابراين براي تضعيف هر جامعه، كافي است تا فرهنگ آن را تضعيف كرد. با اين كار افراد جامعه از خود بيگانه شده و بر خلاف آنچه كه حقيقت فرهنگي آنها را تشكيل مي‌دهد، رفتار مي‌كنند. دشمن براي حملات فرهنگي، نياز به ابزارها و وسايل كارآمد داشت. بنابراين همان طور كه لازمه حملات نظامي ابزار و آلات جنگي است، لازمه تهاجم فرهنگي نيز وسايلي است تا گلوله‌هاي زهرآگين فرهنگي دشمن از ماهواره‌ها گرفته تا اينترنت، راديو و توزيع كتاب‌هاي ضد فرهنگي و دگرانديشي به براندازي نظام‌هاي مخالف و تضعيف و آنها مبادرت ورزد.

مي‌توان گفت خانواده كانون توجه حملات ابزارهاي مدرن تهاجم فرهنگي است و با تضعيف آن بسياري از اهداف تهاجم فرهنگي محقق مي‌شود. با نگاه به كاركردهاي خانواده بيش‌تر مي‌توان به اهميت آن توجه نمود. خانواده به عنوان يك نهاد اجتماعي پايه و اساسي در جامعه، معمولاً كاركردهاي گوناگوني را بر عهده دارد كه البته چگونگي اين كاركردها و شدت عملكرد آنها در فرهنگ‌هاي گوناگون متفاوت است.

برخي از اين كاركردها عبارتند از:

1- تنظيم رفتار جنسي و زادوولد

درفرهنگ‌هاي مختلف بشري، خانواده محلي امن براي برآوردن نيازهاي زندگي جمعي بشر است. يكي از نيازهاي بنيادين انسان ميل به رابطه جنسي و توليد مثل است. تاريخ بشر نشان مي‌دهد كه هيچ مكاني براي ارضاي نيازهاي غريزي بشر، امن‌تر و آرام‌بخش‌تر از خانواده نبوده است.

2- مراقبت و محافظت از كودكان، ناتوانان و سالخوردگان

از آنجا كه اين افراد، قادر به مراقبت از خود نيستند، بنابراين خانواده بهترين مكان براي حفظ و نگهداري از اين افراد است. به علاوه اين نهاد از جمله معدود نهادهاي اجتماعي است كه ابعاد معنوي و عاطفي بشر را رشد و تعالي مي‌بخشد.

3- اجتماعي كردن فرزندان

در تمام تاريخ بشر، خانواده به عنوان مهد گسترش و انتقال ارزش‌ها و هنجارهاي نظام اجتماعي از نسلي به نسل ديگر بوده است. همواره رويكردها و آموخته‌هاي اوليه فرزندان، تاثير زيادي در آموخته‌هاي بعدي آنها دارد. بنابراين آنچه را كه افراد در سال‌هاي نخست زندگي از خانواده فرا مي‌گيرند، پايه‌هاي انديشه‌هاي بعدي خود مي‌سازند. در موارد بسيار زيادي الگوي زندگي و رفتارهاي اجتماعي فرزندان، والدين آنها هستند.

4- تامين اقتصادي

تقريباً در همه جوامع تاريخي، خانواده نقش اصلي تامين مايحتاج اقتصادي و ضروريات مادي افراد را بر عهده داشته است. بنابراين در دوره‌هاي مختلف زندگي به ويژه سال‌هاي نخست و پاياني زندگي كه فرد قادر به توليد اقتصادي نبوده است، تحت حمايت سازمان خانواده قرار مي‌گرفت. مسلماً جوامع مختلف تشكيل شده از واحدهاي كوچك‌تري چون خانواده هستند. به همين دليل مهم‌ترين هدف براي نابودسازي يك جامعه و فرهنگ آن، نابودسازي افراد از طريق برهم زدن آرامش رواني، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي آنهاست كه اين هدف جايي نيست مگر خانواده. چنانچه ديده مي‌شود سيستم برنامه‌ريزي‌هاي فرهنگي دشمن اغلب با اثرگذاري بر خانواده نظام عقيدتي، سياسي و فرهنگي فرد را دچار تزلزل مي‌سازد. اين نظام برنامه‌ريزي با انگشت گذاشتن بر ابعاد غريزي و لذت‌هاي آني، سعي دارد تا اقشار آسيب‌پذير جامعه نظير نوجوانان، جوانان، زنان و ساير گروه‌ها را مورد حمله قرار دهد. برخي از اين حملات در قالب پيامدهاي ذيل بر خانواده ظاهر مي‌شود:

1- اختلاف ميان زن و شوهر

دشمنان فرهنگي، در قالب برنامه‌هاي تفريحي، كتاب‌ها، تصاوير و فيلم‌هاي تلويزيوني سعي در تغيير رويكردها و عقايد افراد دارند. همان طور كه مي‌دانيم عقايد و رويكردهاي اوليه هر فردي بسته به محيط اجتماعي آن، شكل مي‌گيرد، لذا افراد بهنجار جامعه خود و محيط اجتماعي كه در آن زندگي مي‌كنند، محسوب نمي‌شوند. بلكه در بهترين حالت، افراد بهنجار و نرمال جوامعي محسوب مي‌شوند كه با معيارهاي آنها رفتار مي‌كنند.

به خوبي مي‌توان ملاحظه كرد كه در صورت بروز چنين وضعيتي فرد از سوي محيط طرد مي‌شود. اينجا تضاد بين عالم روياهاي فرد با واقعيات بيروني، موجب طرد فرد از جامعه و گسست نظام خانواده مي‌گردد. برنامه‌هاي فرهنگي بيگانگان با تبليغات و آموزش‌هاي مستقيم و غيرمستقيم خود در قالب برنامه‌هاي تلويزيوني، عكس‌ها، رمان‌ها و ... سعي در تغيير بنيان‌هاي فكري افراد دارند كه اين امر در اغلب موارد به اختلافات ارزشي خانواده‌ها و عدم توانايي آنها در پذيرش يكديگر منجر مي‌گردد. دامنه اين مسئله از اختلافات خانوادگي تا طلاق گسترش مي‌يابد.

2- اختلافات ميان خانواده و فرندان

همان طور كه گفته شد تغيير در بنيان‌هاي عقيدتي خانواده، زمينه بروز اختلاف عقايد و عدم پذيرش افراد را فراهم مي‌سازد. اين امر علاوه بر تضاد ميان زن و شوهر، تضاد ميان نسل‌‌ها حتي شاهد تضاد و تفاوت كامل فكري ميان فرزندان و در نتيجه عدم پذيرش فرزندان نسبت به يكديگر مي‌باشيم.

تهاجم فرهنگي و خانواده‌ها

بي‌ترديد طراحان برنامه‌هاي مدرن تهاجم فرهنگي اطلاعات و خط‌مشي‌هاي اصلي خود را از سازمان‌ها و اطلاعاتي و جاسوسي‌ كشورهايي مي‌گيرند كه قصد فرماندهي بر كل دنيا را دارند. تحقيقات نشان مي‌دهد در سازمان سيا، شاخه‌اي تخصصي و متمركز براي مطالعات و برنامه‌ريزي ضد فرهنگي عليه ايران با يك فكر ويژه تشكيل شده و بودجه مالي آن از 000ر000ر25 دلار در سال قبل به 000ر000ر75 دلار در سال جاري افزايش يافته است؛ اين يعني افزايش تهاجم تا حد سه برابر. مهم‌ترين هدف مبارزه فكري و رواني دشمنان نظام، سرمايه‌هاي اصلي كشور يعني جوانان است و در اين بين جوانان براي آنان داراي اهميت و برنامه‌ريزي ويژه است چرا كه:

جواني به واسطه ويژگي‌هاي نشاط، بالندگي، نوخواهي، سركشي و ناپختگي فكري، محلي مستعد براي تاخت و تاز شبهات و انديشه‌هاي جديد و پر زرق و برق است.

جوانان به واسطه زندگي در خانواده‌ها اهميت ويژه‌اي دارد، زيرا تخريب و منحرف كردن يك جوان در يك خانواده، يعني تخريب و كاهش قدرت آن خانواده. بررسي‌ها نشان مي‌دهد مواد روان‌گردان و مخدر براي جوانان و نوجوانان به شيوه‌اي راحت و با قيمتي ارزان‌تر ارائه مي‌شود به نظر شما احاطه و تسلط فكري بر جوانان اهميت بيش‌تري دارد يا بزرگ‌سالان و سالخوردگان؟ البته هريك جايگاه ويژه خود را دارد. منحرف ساختن جوانان اين خانواده‌ها زمينه براي دغدغه‌هاي بزرگ خانواده و ايجاد عدم تمركز فكري و رواني براي والدين نظامي مي‌گردد.

نگاهي به ساختار پذيرش تهاجم در خانواده‌ها و انواع آنها، در فهم بهتر مطالب، ما را ياري مي‌رساند.

1- خانواده‌هاي فعال

در اين خانواده‌ها، دروني كردن هنجارهاي اجتماعي و ديني روال معمول و منطقي خود را داشته و والدين ضمن مشاركت در زندگي جمعي و پاسخ به مسائل فكري فرزندان هم زمان به افزايش اطلاعات مورد نياز و تعامل منطقي با فرزندان به ويژه جوانان خود مي‌پردازند. استعمار فرهنگي براي ورود به اين خانواده‌ها دچار مشكل جدي است چرا كه مأمن اسرار جوانان اين خانواده‌ها، دچار مشكل جدي است. مأمن اسرار جوانان اين خانواده‌ها، والدين هستند و محيط خانواده به شكلي است كه آنها براي طرح مسائل ذهني و فكري و عقيدتي خود مشكل خاصي ندارند، بنابراين در حافظه آنها نقاط مجهول وجود ندارد تا توسط ابزار تهاجم فرهنگي به نادرست معلوم گردد.

2- خانواده‌هاي منفعل

در اين خانواده‌ها، به علت اشتباه گرفتن وظايف و كاركردهاي اصلي خانواده و هدف نهايي كار و تلاش از تامين پوشاك و خوراك به جاي تأمين روحي رواني فرزندان، شكافي محسوس بين والدين و فرزندان به وجود مي‌آيد. عمدتاً در اين خانواده‌ها فرصت مناسبي براي گفت‌وشنود خانوادگي پيدا نمي‌شود و ارتباط آنها موزاييكي است. والدين به تصور برآوردن نيازهاي اصلي فرزندان بيش‌تر به فكر لباس، غذا، تفريح و تحصيلات آنها هستند و كمتر به اصلي‌ترين وظيفه خود يعني همبستگي رواني با فرزندان و آموزش معنوي آنها توجه دارند. چه بسا در اين ميان ابتدا والدين تحت تاثير ابزارهاي تهاجم فرهنگي قرار گرفته و سپس فرزندان مبتلا مي‌شوند و در صورت ابتلاي آنها راه حل منطقي و مناسبي براي برون رفتن از بحران در پيش گرفته نمي‌شود. مشكلات اقتصادي و خواسته‌هاي پايان ناپذير خانواده‌ها نيز ناكجاآبادي را پيش روي اين خانواده‌ها مي‌سازد كه با سرعت به سمت انتهاي آن كه يأس و نوميدي است سرازير مي‌شوند. در بسياري از موارد اين افراد احساس مي‌كنند كه هر مشكل و مسئله خاصي آنها را تهديد نمي‌كند و در يك امنيت كامل به سر مي‌برند بنابراين به فكر راه‌حل آن مشكل بر نمي‌آيند. لذا اولين راه‌حل براي مواجهه با مشكل، يافتن مسئله است. دقت كنيم راه نهايي براي حل مسئله، پاك كردن صورت مسئله نيست.

با توجه به ساختار فرهنگي- مذهبي جامعه ما، نياز به تقسيم‌بندي ديگري احساس مي‌شود:

- خانواده سنتي: كه تاكيد ويژه آن بر سنت‌ها و رسوم غالب حاكم بر جامعه اعم از ديني يا ملي است. اين دسته به دو گروه قابل تقسيم‌بندي است: الف: متعصب؛ ب: منعطف

متعصب: اين خانواده‌ها به شرايط زماني توجهي نداشته و آن چيزي كه در گذشته آموخته‌اند و يا با جنبه‌ها سنتي آنها همخواني دارد را معيار اصلي انتخاب‌هاي بعدي خود و ديگران مي‌دانند و در اين راه انعطافي از خود نشان نمي‌دهند.

منعطف: اين خانواده با وجود آنكه وجه پيروي از سنت‌ها در آنها بسيار قوي است اما تا حدودي سعي مي‌كنند تا در برابر شرايط از خود انعطاف نشان دهند در نتيجه با فرزندان بسته به اقتضاي زمانه همگام مي‌شوند.

- خانواده روشنفكر: كه اين دسته از خانواده بر خلاف دسته پيشين، تاكيد عمده خود را بر عقل و معيارهاي عقلاني و منطقي نهاده و در برابر اغلب مسايل جديد سعي دارند تا از عقل و معيارهاي آن بهره برند:

الف: ارزش‌مدار؛ ب: فارغ از ارزش

ارزش‌مدار: اين دسته علاوه بر آنكه تاكيد زيادي بر عقل و انتساب‌هاي عقلاني دارند، اما معيارهاي عقلاني آنها داراي پشتوانه ارزشي و اغلب ديني است. لذا تنها به اموري مبادرت مي‌ورزند كه با محك عقل و معيارهاي ارزشي آنها همخواني داشته باشد.

فارغ از ارزش: اين دسته كساني هستند كه سعي دارند تا عقل‌مدار با تمام مسايل برخورد كنند. عقل ابزاري و معطوف به هدف سرلوحه تمام امور اين افراد قرار مي‌گيرد. براي اين دسته كه از معيارهاي ارزشي روشني پيروي نمي‌كنند و عقل آزاد را سرلوحه امور خود قرار مي‌دهند. براي آنها هدف مهم است و به اصطلاح هدف، وسيله را توجيه مي‌كند. به عنوان مثال از نظر ما و حتي انديشمندان اروپايي، آمريكاييان اغلب افرادي با عقل ابزاري و معطوف به هدف هستند و براي آنها تنها هدف مهم است نه وسيله. كشتار جمعي، تعرض و تهاجم، وسايلي هستند كه آنها را به اهدافشان رهنمون مي‌سازند. بنابراين، اين وسايل چون بهترين ابزار براي دست‌يابي به اهداف محسوب مي‌شوند، مناسب و مقبول هستند. در حالي كه در سنت ما و ارزش‌مداران تاريخ همواره راه رسيدن به اهداف يكي از ملزومات اساسي است.

اگر بخواهيم اين خانواده‌ها را در يك طيف نشان دهيم در يك سر طيف خانواده‌هاي متعصب سنتي و در سر ديگر آن خانواده‌هاي روشنفكر فارغ از ارزش قرار مي‌گيرند. اين خانواده‌ها افرادي افراطي‌اند. خانواده‌هاي متعصب سنتي در برابر هر امر جديد و تازه‌اي مقاومت مي‌كنند. از آنجا كه اين خانواده نمي‌تواند با شرايط زمان خود را تطبيق دهد در بسياري از موارد دچار مشكلات جدي شده و احتمال انحراف اعضاي آن بسيار زياد است.

دسته دوم يعني خانواده‌هاي روشنفكرمآب فارغ از ارزش، كساني هستند كه بر خلاف دسته اول تحت هيچ عنوان به ارزش‌ها و سنت‌هاي رايج تن در نمي‌دهند. اين دسته اغلب افرادي غير اخلاقي و غيرقابل اعتماد هستند. از سويي ديگر امكان فروپاشي اين خانواده‌ها و گسست انسجام و همبستگي آنها بسيار زياد است زيرا اين دسته در برابر هر مد جديدي آماده پذيرش هستند و آن را با آغوش باز مي‌پذيرند. تفاوت و تناقض ارزش‌هاي آني و گذرا در اين خانواده‌ها و از سوي ديگر عدم توجه به اخلاق، موجب فروپاشي و گسست اين خانواده‌ها از هم مي‌شود. اما آنچه مد نظر ما مي‌باشد و از نظر ما خانواده‌هاي پذيرفته شده‌تري محسوب مي‌شوند خانواده‌هاي سنتي منعطف و روشنفكر ارزش مدار هستند. اين دو دسته آميزه‌اي از عقل و سنت‌هاي ارزشي اعم از ديني و ملي را سرلوحه عمل خود قرار مي‌دهند. مسلماً اين خانواده‌ها در برابر مسايل جديد و حوادث بزرگ زندگي كمتر آسيب‌پذيرند و اين دسته با قدرت تحمل خود به حل مسايل مي‌انديشند و با قدرت ايمان، اخلاق و صبر شيوه‌ ارتباط منعطف با محيط را پيش مي‌گيرند.

نتيجه‌گيري:

با بحث فوق قصد داشتيم به معرفي اجمالي تهاجم و هدف اصلي آن يعني جوانان بپردازيم. بدون شك با توجه به انواع خانواده و روش‌هاي تربيتي و تصميم‌گيري در آنها مقابله با تهاجم فرهنگي نيز متفاوت مي‌شود. بي‌ترديد نمي‌توان در همه جاي جامعه پليس و نيروهاي كنترل رسمي را قرار داد اما مي‌توان با آموزش صحيح به خانواده‌ها، آنها را در مقابل اين تهديدات بنيان برانداز، واكسينه نمود. خانواده‌ها با كنترل فرزندان خود كمك بسيار زيادي به سلامت خود و جامعه مي‌كنند.

شما خانواده‌هاي گرامي و خوانندگان گرانمايه اين نوشتار، با رفتار مشفقانه و محبت‌آميز مي‌توانيد به كمك اصلاح جامعه آمده و ضمن كنترل دروني خانواده‌ها به كنترل بيروني و در نهايت ايمن سازي جامعه با مشاركت و همكاري دلسوزانه كمك نماييد. فراموش نكنيم هميشه يك فرزند خوب در يك خانواده آرام و منطقي پرورش مي‌يابد و يك جامعه خوب متشكل از خانواده‌هاي خوب است. خانواده‌ها پلي هستند براي سوق جامعه به سمت اهداف متعالي و بلند.

شما والدين گرامي با اهميت به حضور بيش‌تر و موثر در خانواده با اهميت دادن به روح و الزامات رواني فرزندانتان مي‌توانيد به كاركردهاي صحيح تربيتي خانواده جامه عمل بپوشانيد. فراموش نكنيم كه فرزندان و افراد خانواده ما بيش از نيازهاي جسماني به آرامش رواني و درك متقابل نيازمندند و ارتباط مناسب و مشفقانه پدر در منزل با همسر و فرزندان ضامن بقا و سلامتي كانون گرم خانواده است. گو اينكه براي همين هدف مهم و غايي، هر صبح را به اميد تقرب به خداوند متعال به شب مي‌رسانيم.

اغلب افراد گمان مي‌كنند كه از آسيب‌هاي اجتماعي در امان‌اند و اين مسايل تنها گريبانگير ديگران است. بسياري از والدين از مشاهده مدهاي مو و لباس در فرزندان و يا مشاهده كج‌روي‌هايي نظير اعتياد به موادمخدر، انحرافات جنسي و رفتارهاي ضد اخلاقي از سوي جوانان خود عبرت نمي‌گيرند و در اكثر موارد موضوعات مذكور را ناچيز جلوه مي‌دهند. بايد توجه داشت كه راه‌حل نهايي براي حل مسئله، پاك كردن صورت مسئله نيست. بلكه آگاهانه بايد ابتدا مسايل را شناسايي نموده و براي حل آن اقدام نمود. دقت كنيم همان طور كه ويروس‌هاي بيماري‌‌زا مي‌توانند بدن ما را در خطر نابودي قرار دهند، ويروس‌هاي ضد فرهنگي نيز مي‌توانند به نحو بسيار كشنده‌تري جامعه را دچار بحران‌هاي هويت؛ نسلي، جنسي، عقيدتي و حتي سياسي و اقتصادي نمايند. بنابراين همان طور كه به مراقبت اعضاي خانواده در برابر بيماري‌هاي جسمي مي‌پردازيم، بايد آنها را در برابر بيماري‌هاي بسيار خطرناك فرهنگي نيز ايمن كنيم.

چند راه حل براي مواجهه با بحران

- باور كنيم ما نيز ممكن است همانند ديگران در معرض آسيب‌ها قرار بگيريم.
- نسبت به خطراتي كه ما و خانواده‌هايمان را تهديد مي‌كنند، آگاهي يابيم.
- نيازهاي فرزندان خود را بشناسيم و براي حل آن بكوشيم.
- مي‌توان براي شناسايي نيازهاي خانواده، از خود آنها مشورت گرفت، اما بايد توجه داشت كه به همان نسبت كه كمبود امكانات مي‌تواند موجب آسيب خانواده گردد، رفاه دايمي و برآوردن نيازهاي كاذب نيز خطرناك است.
- از طريق افزايش آگاهي خود، خانواده را به سمت وفاق بيش‌تر هدايت كنيم.
- كنترل غيرمستقيم اعضا به ويژه نوجوانان و جوانان ضروري است. توجه داشته باشيم كه معاشرت با دوستان بد از يك سو و تنها نهادن فرزندان از سوي ديگر به يك اندازه مي‌توانند خطرساز باشند.
- سعي كنيم بهترين دوست فرزندان خود باشيم.
- گه‌گاه مسايل خانواده را با فرزندان در ميان بگذاريم و از آنها در ارائه راه‌حل ياري بجوييم. اين امر موجب بلوغ فكري و احساس تعلق فرزندان نسبت به خانواده مي‌شود.
- ميان عطوفت و سختگيري بر كردار فرزندانمان اعتدال برقرار نماييم.

- بهترين تصميم‌ها را در بدترين شرايط بگيريم

منبع:http://www.ido.ir

[ چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 ] [ 16:4 ] [ رحمان عموزاده ]
مطالبات مشترک فرهنگ مهدویت و فرهنگ خانواده (2)


 مطالبات مشترک فرهنگ مهدویت و فرهنگ خانواده (2)

با نگاهی به زندگی و روابط بشریت امروز، می توان دریافت که یکی از نیازهای اساسی او، محبت و عشق حقیقی و پایدار بر اساس پشتوانه های الهی انسانی نه با انگیزه های شهوانی، هوسرانی و منفعت جویانه است.
جهان امروز، جهان جنگ و خونریزی و جهانی است که در آن برای اداره بزرگ ترین و خطرناک ترین جنگهای تاریخ، آمادگی نظامی وجود دارد. بیشترین هزینه های کشورهای پیشرفته و حتی کشورهای درحال توسعه، هزینه های نظامی است و این درحالی است که سخت ترین درد بشریت امروز، ابتلاء به استعمار و بی رحمی، وحشیگری، استبداد نظامی، استیلاء طلبی نظامی و نظامی گری و اشغال است. امروزه روابط انسانی و روابط میان دولت ها و حکومت ها، بر اساس قدرت نظامی و توان تسلیحاتی و بر اساس داشتن خطرناکترین سلاحها و جنگ افزارها، تنظیم می گردد و اگر از محبت و عشق نیز سخنی گفته می شود با انگیزه های منفعت جویانه، فریب کارانه و بر اساس اصل لذّت پرستی است.
در نقطه ی مقابل یکی از مؤلّفه های حکومت مهدوی، رفع هراس از جهان، مبارزه با قلدریها و ناامنی ها و دشمنی ها و تبدیل روابط خصمانه به یک روابط دوستانه بر اساس محبت و عشق و دوستی خالصانه و انسانی و بلکه الهی است، چرا که اساساً امام مظهر دوستی و دوستی آفرینی و منبعی سرشار از عشق است. او موجودی دوست داشتنی و انسانی حامل رحمت برای انسانیت و همه جوامع بشری است، زیرا محبت خالص و بی شائبه، یک نیاز کلیدی برای انسان است. حضرت رضا (ع) در ضمن روایتی طولانی، در معرفی شخصیت امام می فرمایند:
(الإمام الامینُ الرَّفیق و الوالدُ الشَّقیقُ والأخُ الشَّقیقُ و مفزَعُ العِباد فیِ الدَّاهِیَهِ.) (1)
«امام یاری امین و پدری مهربان و برادری دلسوز و پناهگاه بندگان در حوادث ناگوار است.»
شهید مطهری در مورد این نیاز و تأثیرات آن می فرمایند:
«بشر به اکسیر محبت نیکان و پاکان سخت نیازمند است که محبت بورزد و محبّت پاکان او را با آنها همرنگ و هم شکل قرار دهد...تأثیر نیروی محبت و ارادت در زایل کردن رذائل اخلاقی از دل، از قبیل تأثیر مواد شیمیائی بر روی فلزات است. مثلاً یک کلیشه ساز با تیزاب اطراف حروف را از بین می برد نه با ناخن و یا سر چاقو و یا چیزی از این قبیل. اما تأثیر نیروی عقل در اصلاح مفاسد اخلاقی مانند کار کسی است که بخواهد ذرات آهن را از خاک با دست جدا کند، چقدر رنج و زحمت دارد؟ اگر یک آهن ربای قوی در دست داشته باشد ممکن است با یک گردش همه آنها را جدا کند. نیروی ارادت و محبت مانند آهن ربا صفات رذیله را جمع می کند و دور می ریزد.» (2)
بر این اساس به یک نقطه ی تلاقی دیگر و به یک وجه مشترک دیگری بین فرهنگ مهدویت و فرهنگ خانواده می رسیم، چراکه یکی از کارکردهای مهم نظام خانواده تبادل عشق و محبت و تشکیل کانونی برای دوست داشتن و دوست داشته شدن، محبّ بودن و محبوب بودن است. شهید مطهری (ره) در توضیح این کارکرد خانواده می فرمایند:
«وجود زن باید از وجود مرد عواطف و احساسات بگیرد تا بتواند فرزندان را از سرچشمه فیاض عواطف خود سیراب کند. مرد مانند کوهسار است و زن به منزله چشمه و فرزندان به منزله گل ها و گیاه ها. چشمه باید باران کوهساران را دریافت و جذب کند تا بتواند آن را به صورت آب صاف و زلال بیرون دهد و گل ها و گیاه ها و سبزه ها را شاداب و خرم نماید. اگر باران به کوهساران نبارد یا وضع کوهسار طوری باشد که چیزی جذب زمین نشود، چشمه خشک و گل ها و گیاه ها می میرند. پس همان طوری که رکن حیات دشت و صحرا، باران و بالاخص باران کوهستانی است، رکن حیات خانوادگی احساسات و عواطف مرد نسبت به زن است. از این عواطف است که هم زندگی زن و هم زندگی فرزندان صفا و جلا و خرمی می گیرد.» (3)

11. دانش محوری

از برترین کمالات یک انسان تکامل طلب، دانش اندوزی (4) و دانش پژوهی، دوستی علم و عالم، ترویج علم و تنظیم امور فردی و اجتماعی بر اساس مطالعات دقیق و علمی است. پیامبر اکرم (ص) در روایتی می فرمایند:
(أُغذُ عالماً أو مُتَعلِّماً أو مُستَمِعاً أو مُحِبّاً لَهُم و لا تَکُن الخامِسَ فَتَهلِکَ.) (5)
«هر بامداد، یا دانشمند یا دانش آموز یا گوش دهنده به علم و یا دوستدار ایشان (علم و علماء) باش و پنجمین کس مباش که هلاک می گردی.»
نقشه فرهنگی دوره ی طلائی حکومت مهدوی که نقطه ی اوج تکامل بشری است بر اساس عوامل تکاملی انسان، همچون وفور دانش، عقلانیت، خردورزی، محبت، عشق و... طراحی شده است.
دوران حکومت امام زمان (ع) دوران انفجار علمی است، چنانچه امام صادق (ع) فرمودند: (العِلمُ سَبعهٌ وَ عِشرونَ حَرفاً فجمیع ما جاءَت بِهِ الرُّسلُ حَرفان فَلَم یَعرِفِ النّاسُ حَتّی الیومِ غیرَ الحَرفَین فاذا قام قائمنا أخرَجَ الخَمسهَ والعشرینَ حَرفاً فَبثَّها فیِ النّاسِ و ضمَّ إلیها الحَرفَین حَتّی یَبُثَّها سَبعَهً و عِشرینَ حَرفاً) (6)
«علم و دانش، بیست و هفت حرف است و همه آنچه پیامبران آورده اند، تنها دو حرف آن است و مردم تا کنون جز با آن دو حرف (حرف های دیگر) آشنایی ندارند. و هنگامی که قائم ما قیام کند، بیست و پنج حرف دیگر را بیرون آورده، آن را بین مردم نشر و گسترش می دهد و آن دو حرف را نیز ضمیمه می کند و مجموع بیست و هفت حرف را در میان مردم منتشر می سازد.»
در کنار فرهنگ مهدویت یکی از رسالتهای هر خانواده، علم اندوزی و تشویق یکدیگر به دانش پژوهی و ارتقای سطح علمی و تبدیل خانه به مکتب خانه و محیطی آکادمیک می باشد، چنانچه حضرت علی (ع) می فرمایند:
(مُرُوا أولادَکم بِطَلَبِ العلم.) (7)
«فرزندانتان را به علم آموزی امر کنید.»
در روایات آموزش این موارد به فرزندان سفارش شده است:

1. قرآن آموزی و آموختن سواد و کتابت

پیامبر (ص) فرمودند: (حَقُّ الوَلدِ عَلی والدِهِ أن یُعلِّمَهُ الکتابَ.) (8)
«حق فرزند بر پدر این است که (پدر) او را کتاب (قرآن یا کتابت) بیاموزد».

2. آموزش روایات معصومین (ع)

امام صادق (ع) فرمودند:
(بادِرُوا أحداثَکُم بِالحَدیثِ قَبلَ أن تَسبِقَکُم إلیهمُ المُرجِئهُ.) (9)
«به جوانانتان حدیث بیاموزید قبل از آنکه (مکتب انحرافی) مرجئه بر شما نسبت به آنها پیشدستی کنند.»

3. آموزش حرفه و صنعت

(عنه (ص) - لمّا سُئلَ عَن حقِّ الوَلدِ -...و تَضَعَهُ مَوضِعاً حَسَناً.) (10)
«پیامبر (ص) در پاسخ به سئوال از حق فرزند فرمود:... و اینکه شغل و حرفه ی خوب به او بیاموزی.»
بر همین اساس یکی از رسالتهای خانواده های مهدوی و زوجهای امام زمانی، علم اندوزی و تربیت فرزندان علم دوست و عالم دوست است.

* راهکارهای علم محوری در خانه و خانواده:

1. اختصاص یک اتاق برای مطالعه و کار علمی در کنار اختصاص اتاقهایی به نام اتاق خواب، پذیرایی یا نشیمن.
2. فضا سازی مثبت خانه جهت علم اندوزی وتهیه لوازم مطالعه همچون میز مطالعه، چراغ مطالعه و ایجاد فضای سکوت و آرامش
3. اختصاص بخشی از هزینه ی خانوار جهت خرید کتابهای مناسب و مجلات علمی و دینی و تهیه کتب مهدویت
4. عادت دادن خود و فرزندان به مطالعه.
5. عادت دادن خود و فرزندان به تحصیل، کار علمی، پژوهش و کسب مدارج بالای علمی.
6. احترام به علم و عالم و ارتباط با دانشمندان
7. مطالعه زندگی نامه ی فرهیختگان و عالمان.
8. ترتیب دادن سفرهای علمی خانوادگی، مانند بازدید از دانشگاهها، حوزه های علمیه، مراکز علمی و پژوهشی، کتابخانه ها و دیدار عالمان فرزانه و اندیشمند.

12. شجاعت و دلاوری

یکی از اصول مهم تربیتی و ارزیابی شخصیت افراد، ارزیابی دلاوری، خطر پذیری و شجاعت آنان می باشد. در بین فضیلتها و ارزشهای اخلاقی انسانی، شجاعت یکی از برترین و کلیدی ترین فضائل است.
امیرالمؤمنین علی (ع) دراین باره می فرمایند: (الشُّجاعَهُ عِزُّ حَاضِرٌ) (11)
«شجاعت و دلیری عزتی است حاضر (و آماده)»
فرهنگ مهدویت، فرهنگ دلاوری و مردانگی و شجاعت و مکتب شجاع پروری و آفرینش جرأت ورود به صحنه های خطر است، به همین دلیل در توصیف اصحاب امام عصر (ع) از ناحیه امام علی (ع) آمده است که فرمودند:
(وَ یَضَعُ یَدَه علی رُءُوسِ العباد فَلا یَبقی مُؤمنٌ إلاّ صارَ قَلبُهُ أشدَّ مِن زُبَرِ الحدید و أعطاهُ اللهُ اربعینَ رجلاً...) (12)
[(در آن زمان) دست رحمتش را بر سر بندگان قرار می دهد و مؤمنی باقی نمی ماند مگر اینکه قلبش از پاره آهن گداخته شده، سخت تر می شود و خداوند نیروی چهل مرد را به او می دهد.]
از این منظر می توان به یکی از نقاط مشترک بین دو فرهنگ مهدوی و خانواده دست یافت. همانطور که تشکیل حکومت عدالت گستر مهدوی نیازمند وجود مردانی شجاع و دلاور است و به طور یقین تربیت چنین سربازانی از کانون تربیتی خانواده شروع می گردد؛ برای تربیت نسلی شجاع و مؤمن، انتخاب همسری با این خصیصه و از خانواده های نجیب و شجاع پرور، ضروری می نمایاند، زیرا بر اساس قانون وراثت، صفات شخصیتی والدین به نسل های بعدی منتقل می گردد و از این رو امیرالمؤمنین علی (ع) پس از شهادت حضرت زهرا (س) برای انتخاب همسر مسأله را با برادرش عقیل - که از نسب شناسان معروف عرب بود - در میان گذاشت و فرمود:
«زنی برایم خواستگاری کن که از نسل مردان شجاع عرب باشد تا با او ازدواج کنم و از او فرزندانی سوار کار و شجاع متولد گردد.» عقیل گفت: « درباره ی فاطمه دختر حزّام بن خالد کلابیّه چه نظر داری؟ همانا در میان عرب سوارکارانی شجاع تر و بهتر از نیاکان او سراغ ندارم.(13)
نتیجه این ازدواج چهار فرزند پسر از ام البنین بودکه هر یک به عنوان سربازانی فداکار برای قیام امام حسین در کربلا ذخیره شدند.
زن و مرد باید هم خود شجاع باشند و هم شجاع پروری کنند، زیرا نسل شجاع و دلیر است که می تواند با عنوان برترین پشتیبان برای نهضت های اصلاحی و الهی مانند نهضت و قیام حضرت مهدی (ع) به شمار آید.
شهید مطهری (رحمه الله) در خصوص ارزش شجاعت و عدم اختصاص آن به مرد یا زن می فرمایند:
«شجاعت به عنوان خُلق روحی که به اصطلاح معروف یعنی قوت قلب داشتن و نترس بودن و خود را نباختن در مقابل دیگران، برای مرد ممدوح است، برای زن هم ممدوح است. هیچ وقت اسلام نمی گوید که مرد خوب است شجاع و قوی القلب باشد ولی زن خوب است ترسو باشد. به چه دلیل؟ به دلیل اینکه اولاً آنچه ما در باب مدح شجاعت و مذمت جبن داریم که زیاد است اختصاص به زن و مرد ندارد، هم در مورد مرد است و هم درمورد زن، و ثانیاً سیره زنان مسلمین این است که همیشه شجاع بوده اند، یعنی زنان شجاع مسلمین مورد تمجید قرار گرفته اند. چون «شجاعت» یعنی نترس بودن و باک نداشتن و اینکه انسان در مقابل خطر که قرار می گیرد فکر جان یا مال، او را نترساند و عقب نشینی نکند، فداکار باشد، حاضر باشد از جانش، از مالش و از حیثیتش بگذرد و در مقابل دشمن بایستد.» (14)

13. خردورزی و تربیت عقلانی

در دولت حضرت مهدی (ع) در کنار دین محوری، عقل محوری و عقل باوری و تربیت و شکوفائی خرد بشری، از مهمترین اصول و خط مشی هاست؛ این دوران را بدون اغراق می توان دوران تکامل عقل و حکومت عاقلان و حاکمیت عقل نامید، چرا که در دوره پر برکت ظهور امام زمان (ع)، عقول بشری از چنگال هوی ها و هوس های شیطانی و حیوانی نجات می یابد و راه تکامل و اوج را پیش می گیرد.
مقایسه ای اندک بین فضای دنیای قبل از ظهور که هوس در آن حاکم است و دنیای بعد از ظهور که زمان حکمرانی عقل است، وضعیت انسان را در دو دوره روشن تر می کند.
در دوره ی قبل از ظهور که عقول بشری در غل و زنجیر هوش گرفتار آمده، انسانهای گرفتار از جایگاه الهی خویش فاصله ای بسیار دارند. قرآن در وصف بدترین انسانها می فرماید:
(إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لاَ یَعْقِلُونَ‌ (15).
«همانا بدترین جنبندگان نزد خداوند، افراد کر و لالی هستند که (نه گوش شنیدن حق دارند و نه زبان گفتن حق و) تعقل نمی کنند.»
اما در دوره ی ظهور امام عصر (ع) عقول بشریت به منتهی کمال خود می رسد.
حضرت باقر (ع) می فرمایند: (إذا قام قائِمُنا وَضعَ یَدَهُ علی رُءُوسِ العِباد فَجَمعَ بها عُقولَهُم و کَمَلَت بِها أحلامَهُم.) (16)
«هنگامی که قائم ما ظهور می کند، دست (معجزه آسای) خود را روی سر مردم می گذارد و بدان وسیله عقول آنها جمع و افکارشان کامل می گردد.»
از دیگر سو، در دنیای کوچک خانواده هم عقل محوری و تربیت عقلانی یکی از مهمترین رسالتها و مسئولیتهاست و به همین دلیل به یک نقطه تلاقی و وجه مشترک دیگر بین دو فرهنگ مهدوی و خانواده یعنی عقل محوری و تربیت نسلی خردورز می رسیم.
پیامبر اکرم (ص) در خصوص انتخاب همسری خردمند و پرهیز از وصلت با افراد احمق می فرمایند:
(إیّاکُم و تزوَّجَ الحَمقاء فَإنَّ صُحبَتَها ضَیاعٌ وَ وُلَدَها ضِباعٌ).(17)
«از ازدواج با زن احمق بپرهیزید، زیرا همنشینی با او تباهی است و فرزندانش کفتار صفت می شوند.»

14. آرمان گرایی

ایده مهدویت به عنوان عظیم ترین آرمان جهانی در طول تاریخ، مورد نظر ادیان، اندیشمندان، نویسندگان و هنرمندان قرار گرفته است، آرمانی بزرگ مبنی بر برقراری مدینه فاضله که به مشخصات و برنامه های این آرمان شهر مهدوی در برخی از آیات قرآنی و روایات اهل بیت (ع) اشاره شده است.
(الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاَةَ وَ آتَوُا الزَّکَاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ (18)
« همان کسانی که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را بر پا می دارند و زکات می دهند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند و پایان همه ی کارها از آن خداست.»
امام باقر (ع) در تفسیر آیه فوق می فرمایند:
(هذه لآلِ مُحمَّدٍ المهدی و أصحابه یُمَلِّکُهُم اللهُ مَشارِقَ الأرضِ و مَغارِبها و یُظهِرُ الدّین و یُمیتُ اللهُ عزّو جلّ بِه و بِأصحابِهِ البِدَعَ و الباطِلَ کَما أماتَ السَّفهَهُ الحَقَّ حتّی لایُری أثرٌ مِنَ الظُّلمِ و یَأمُرونَ بِالمعروفِ و یَنهونَ عَن المُنکَر و للهِ عاقبهُ الأمُور.)(19)
« این آیه مربوط به آل محمد یعنی مهدی (عج) و اصحابش است که خداوند آنها را مالک شرق و غرب می کند و دین را به وسیله ی او بر تمام أدیان پیروز می نماید و باطل و دین های ساختگی را به همت او و یارانش از میان برمی دارد، چنانچه پیش از ظهور او سفاهت و نادانی پرده بر روی حق و حقیقت کشیده است، به طوری عدالت گسترش می یابد که اثری از ظلم باقی نمی ماند، أمر به معروف و نهی از منکر می کنند و عاقبت امور در اختیار خداست.»
امام عصر (عج) قیام خود را از مسجد الحرام شروع می کنند و مرکز حکومت خویش را مسجد کوفه قرار می دهند و در احیاء و پاکسازی مساجد از تجملات دنیوی و امور زائد تلاش می نمایند؛ همچنین حضرتش همه ی فروع به زمین مانده الهی چون نماز، زکات، خمس؛ امر به معروف و نهی از منکر و... را احیاء می نمایند.
همچنین از جمله مشخصات یک خانواده ی موفق و معنوی می توان به آرمان خواهی و آرمان گرایی آن اشاره نمود که این خصلت، یکی از وجوه مشترک فرهنگ و تمدن مهدوی با فرهنگ یک خانواه مسلمان است.
در روایات اهل بیت (ع) در تفسیر آیه شریفه: (...قُوا أنفُسَکم و أهلیکم ناراً...) (20) آمده است:
عن جابربن یزید الجُعفی عن ابی جعفر (ع) قال سَمِعتُه یقول دَخَل عَلی أبی رَجلٌ فقال: رَحِمکَ اللهُ أحَدِّثُ أهلی؟ قال: نعم إنَّ اللهَ یقولُ: « یا ایُّها الَّذین آمَنوا قُوا أنفسَکُم و أهلیکُم ناراً وَقودُها النّاسُ والحِجارَهُ » و قال: « وَأمُر أهلکَ بِالصَّلاهِ و اصطَبِر عَلیهَا».(21)
« امام باقر (ع) می فرمایند: مردی بر پدرم وارد شد و گفت: خدا تو را رحمت کند، من برای اهل و خانواده ام حدیث گفته وسخن می گویم (گفتار خدا و رسول را به ایشان می گویم، چگونه است؟) پدرم فرمود: آری خوب کاری است، چرا که خداوند می فرماید: « ای کسانی که ایمان آورده اید خود و خانواده ی خویش را از آتشی که هیزم آن انسان ها و سنگهاست نگه دارید» و همچنین می فرماید: « أهل و خویشاوندان خود را به نماز أمر نموده و بر آن صبر و شکیبایی داشته باش.»
* عن سلیمان بن خالد قال: قلتُ لأبی عبدالله (ع): إنّ لیِ اهلَ بیتٍ و هم یَسمعُون مِنّی، أفأدعُوهُم إلی هذا الأمر ؟ فقال: نعم إنَّ الله عزّو جلّ یقولُ فیِ کتابه: « یا أیُّها الَّذین آمَنوا قُوا أنفُسَکُم و أهلیکُم ناراً وَقودُها النّاس والحِجارهُ.» (22) « سلیمان بن خالد می گوید من به امام صادق (ع) گفتم: من خانواده ای دارم که از من حرف شنوی دارند، آیا آنها را به این امر (ولایت) دعوت کنم ؟ فرمود: آری به راستی که خدای عزوجل در کتابش می فرماید: « ای کسانی که ایمان آورده اید خود و خانواده خود را از آتشی که هیزم آن انسان ها و سنگهاست نگه دارید.»
لمَّا نَزلَت: « یا أیُّها الَّذین آمَنُوا قُوا أنفُسَکُم و أهلیکُم ناراً» قال النّاسُ: کیفَ نَقِی أنفُسَنا و أهلینَا؟ قال الصّادق: اعمَلوا الخَیرَ و ذَکِّروا به أهلیکُم و أدِّبوهُم عَلَی طاعه الله ثم قال ابوعبدالله (ع): إن الله تَعالی یقولُ لِنَبیِّه(ص): « وأمُر أهلَکَ بِالصَّلاه وَاصطَبِر عَلَیها » و قال « واذکر فی الکتاب اسماعیلَ إنَّه کانَ صادِقَ الوَعدِ وکانَ رسولاً نبیاَّ * و کانَ یأمُرُ أهلَهُ بِالصَّلاهِ و الزَّکاهِ وکانَ عِند رَبِّه مُرضیّاً.»
[چون آیه ی: « یا أیُّها الَّذین آمَنوا قُوا أنفُسَکُم و أهلیکُم ناراً» نازل شد، مردم پرسیدند: چگونه خود و خانواده هایمان را حفظ کنیم؟ حضرت صادق (ع) فرمودند: کار نیک و خیر انجام دهید و خانواده ی خود را نسبت به آن عمل تذکر دهید و آنها را بر اطاعت الهی تربیت و ادب کنید. سپس امام صادق (ع) فرمودند: به درستی که خدای متعال به پیامبرش می فرماید: «خانواده ی خود را به نماز فرمان ده و بر انجام آن شکیبا باش» و (در جای دیگر) می فرماید: « و در این کتاب (آسمانی) از اسماعیل نیز یاد کن، چرا که او در وعده هایش صادق و رسول و پیامبری (بزرگ) بود* و او همواره خانواده اش را به نماز و زکات فرمان می داد و همواره مورد رضایت پروردگارش بود.»]
حکومت مهدوی در پی تشکیل جامعه بزرگ فاضله و خانواده در پی تشکیل جامعه کوچک فاضله است و به عبارتی هر دو در پی ایجاد فضایی با محوریت ارزشهای آسمانی و الهی هستند تا در این فضا، انسانها بتوانند بدون هیچ مانع و سدی، مسیر تکامل و رسیدن به اوج قله های انسانیت را طی نمایند.
ویژگیهای یک خانواده ی آرمانی:
1. خدائی خواهی و اخلاص
2. مردم دوستی و سخاوت بلکه ایثار و فداکاری
3. جهاد و شهادت طلبی
4. تربیت فرزندانی آرمانی و ارزش گرا
5. پرداخت خمس و زکات و صدقات
6. ارتباط معرفتی و قلبی با پیامبر اکرم (ص) حضرت علی (ع)، حضرت زهرا و اهلبیت (ع).
7. اهمیت دادن به عبادات و احکام دینی در محیط خانه و نظارت مؤثر و منطقی بر فضای محیط پیرامونی
8. معنویت گرایی و تنزّه از هر گونه معصیت وحرام
9. فرهنگی بودن اعضای خانواده و حاکم بودن علم و عرفان در زندگی
10. معامله گری با خدا و آمادگی برای هجرت و جهاد در راه خدا
11. هم پیمانی با امام زمان (ع) و تحصیل محبت خدا، پیامبر خدا(ص) و اهل بیت (ع)
12. خدمت به دین و خلق خدا بدون کوچکترین چشم داشت مادّی
13. سحر خیزی و برنامه ی منظم عبادی داشتن
14. تحمّل سوء اخلاق دراز مدت همسر یا شوهر برای کسب رضایت الهی و تن ندادن به طلاق...
برای داشتن یک زندگی آرمانی و خدا پسند، انتخاب آرمانهای والا و آخرتی اصلی مهم است که بجاست در تحصیل آن تلاش شود.

15. شرک زدائی

از جمله اهداف مشترک نظام حکومتی امام عصر(ع) و نظام ایده آل خانواده، شرک زدایی، نشر توحید و موحّد پروری است. قرآن کریم مهمترین رسالت انبیای الهی را در مرحله اوّل مبارزه با شرک و پاکسازی اذهان، قلوب و جوامع انسانی از مظاهر بت پرستی و شرک و در مرحله ی دوم آشناسازی بندگان با خداوند و صفات او و حرکت حول کلمه ی توحید معرفی می نماید. قرآن می فرماید:
(وَ لَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ....) (23)
«ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید.»
همانگونه که حضرت ابراهیم به عنوان پدر امت، بت شکنی می کرد و با استدلال و مناظرات علمی، مردم را به سوی توحید فرا می خواند و همانگونه که پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) به عنوان پدران امت اسلامی کعبه را از لوث وجود بتها و بت پرستان پاک نمودند، حضرت ابا صالح المهدی (ع) نیز که پیرو رسالت جمعی انبیا عصاره ی همه پیامبران و اولیای الهی است، به تخریب بناهای شرک و نفاق می پردازد و برای همیشه بساط بت پرستی را از روی زمین برمی چیند. در دعای شریف ندبه می خوانیم:
(أین هادمُ أبنیه الشّرکِ والنِّفاقِ)
«کجاست آن نابود کننده ی بناهای شرک و نفاق»
امام مهدی (ع) و یاران ایشان از عالیترین مقامات توحیدی برخوردارند و لحظه ای شرک و شک در ذات الهی به وجود آنان راه نمی یابد، آنگونه که امام صادق (ع) در وصف این دلاور مردان می فرماید:
(رجالٌ کَأنَّ قُلوبَهُم زُبَرُ الحدید لا یَشُوبُها شَکٌّ فیِ ذاتِ الله.)(24)
«مردانی که دلهای آنان مانند پاره ای آهن است و شکّی در ایمان به خدا در دلهای آنان راه ندارد.»
رسالت اصلی و اساسی مهدی (ع) و مهدی یاوران، بسط توحید در سرتاسر گیتی است. امام صادق (ع) می فرمایند:
رسالت اصلی و اساسی مهدی (ع) و مهدی یاوران، بسط توحید در سرتاسر گیتی است. امام صادق (ع) می فرمایند:
(إذا قامَ القائم لا یَبقی أرضٌ إلاّ نودِیَ فیها شهادهُ أن لا الهَ الاّ الله و أن محمّداً رسولُ الله.)(25)
«زمانی که قائم(ع) قیام کند سرزمینی باقی نمی ماند که در آن ندای شهادت «خدایی جز الله نیست و محمد پیامبر خداست» بلند نشود.»
در همین راستا به عنوان یک رسالت خانوادگی قرآن کریم با معرفی حضرت لقمان به عنوان پدری حکیم که برای تربیت فرزندی نمونه تلاش می کند، آموزش توحید و اجتناب از شرک را جزء اولین برنامه های وی معرفی می کند:
(یا بُنَیَّ لا تُشرِک باللهِ إنَّ الشرکَ لَظلمٌ عظیم.)(26)
«ای پسرم! چیزی را همتای خدای قرار مده که شرک ظلم بزرگی است.»
همچنین حضرت ابراهیم در بخش رسالت خانوادگی خود پدر و قوم خود را به دوری از بت پرستی دعوت می کند برای خود و فرزندانش، پاکی و تنزّه از بت پرستی را از خدا طلب می کند:
* (وَاتلُ علیهم نبأَ ابراهیمَ إذ قال لأبیه و قومهِ ما تَعبُدونَ.(27)
«و بر آنان خبر ابراهیم را بخوان، هنگامی که به پدر و قومش گفت: چه چیز را می پرستید؟
* (و إذ قال ابراهیمُ ربَّ اجعَل هذا البَلدَ آمِناً واجنُبنی و بَنیَِّ أن نعبُدَ الأصنامَ.) (28)
«و «به یاد آورید» زمانی را که ابراهیم گفت: پروردگارا این شهر (مکه) را شهر أمنی قرار ده و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگهدار.»

16. بسط و نشر کلمه ی توحید

یکی از رسالتهای مهم خانوادگی، تشکیل خانه و خانواده ای توحید محور و تربیت نسلی موحّد و ذاکر خداست، چنانچه خداوند محل پرورش بهترین بندگان و مصادیق نورالهی را بیوت شمرده و می فرماید:
(فی بیوتٍ أذن اللهُ أن تُرفعَ و یُنکَرَ فیها اسمُهُ یسبِّحُ لَهُ فیها بالغُدُوِّ والآصال.) (29)
[(این مردان الهی» در خانه هایی هستند که خداوند اذن فرموده رفعت (مقام) یابند، خانه هایی که نام خدا در آنها برده می شود و صبحگاهان و شامگاهان در آن تسبیح خدا را می گویند.]
روایات اهل بیت (ع) در خصوص رسالت آموزش توحید به فرزندان به عنوان اولین درس زندگی و بندگی تأکید فراوان دارد. امام سجاد (ع) می فرمایند: (أنَّکَ مَسئولٌ عَمَّا وَلیتَهُ بِهِ مِن حُسنِ الأدبِ والدَّلالهِ عَلی رَبِّه عزّ وجلّ.)(30)
« وتو در تربیت او از حسن ادب و توجه به خدا مسئولی.»
ابن عباس از پیامبر (ع) روایت می کند:
(إفتَحوا عَلی صِبیانِکم اوَّلَ کَلمَهٍ لا إله إلاّ الله.) (31)
«اولین کلمه ای که به فرزندانتان می آموزید «کلمه لا اله الاّ الله » باشد.»
همچنین پیامبر گرامی (ص) در روایتی دیگر می فرمایند:
(إذا أفصَحوا أولادَکُم فَعَلِّموهم لا إله الاّ الله.)(32)
«وقتی فرزندانتان زبان به سخن گشودند به آنها «لا اله الاّ الله » را یاد دهید.»
و نیز در بیان پاداش این عمل می فرمایند:
(مَن رَبِّی صغیراً حَتّی یقولَ لا اله إلا الله لحم یُحاسِبهُ الله.) (33)
«هر کس کودکی را تربیت کند تا اینکه لا اله الا الله بگوید، خداوند روز قیامت او را محاسبه نخواهد کرد.»
زیباترین و دقیق ترین این دستورالعملها در روایتی از امام باقر (ع) وارد شده که حضرت در ضمن یک جدول زمانبندی آموزشی می فرمایند:
«وقتی فرزند (پسر) به سن سه سالگی رسید به او بیاموزند که هفت مرتبه «لا اله الا الله » بگوید، پس او را آزاد گذارند تا سنش به سه سال و هفت ماه و بیست روز برسد، آنگاه به او آموزش دهند که «محمد رسول الله (ص) » گوید، سپس آزادش بگذارند و چون به سن چهار سالگی رسید، هفت بار بگوید: «صلّی الله علی محمدٍ و آله »، باز رها شود تا به سنّ پنج سالگی برسد، در این هنگام به او بگویند دست راست و چپ تو کدام است؟ اگر دست چپ و راستش را از هم تشخیص داد صورتش را به سوی قبله برگردانده و به او گفته شود؛ سجده کن و همچنین آزاد گذاشته شود تا این که به سنّ شش سالگی برسد، پس اگر شش سال بر او گذشت نماز بخواند و رکوع و سجود به او تعلیم گردد تا اینکه هفت سال او تمام گردد، در این زمان به او گفته شود صورت و دو دستش را (به عنوان وضو) بشوید و نماز بخواند، سپس (بدون آموزش مطلب بعدی) رها شود تا اینکه نه سال او تمام شود. در این سن وضو را به او یاد دهند و در صورت سهل انگاری (و عدم تأثیر تذکر) او را تنبیه کنند و به نماز دستورش دهند و بر سستی کردن به خواندن نماز تنبیه شود، پس اگر وضو و نماز را یاد گرفت، خداوند پدر و مادر آن طفل را مورد رحمت و غفران خویش قرار خواهد داد.»(34)
تذکر: جایگاه بحث توحید و شرک تا آنجا اهمیت دارد که اگر پدر و مادر که در دین اطاعت آنان واجب شمرده شده، در صورت دعوت به شرک دیگر اطاعتشان واجب نخواهد بود، قرآن می فرماید:
(وَ إن جاهَداکَ عَلی أن تَشرکَ بی ما لَیسَ لکَ به علم فَلا تُطِعهما...)(35)

«و هرگاه آندو تلاش کنند که تو چیزی را شریک من قرار دهی که از آن آگاهی نداری، از ایشان اطاعت مکن.»

منبع:سایت http://www.rasekhoon.net

[ چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 ] [ 16:0 ] [ رحمان عموزاده ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

با سلام خدمت دوستان عزیز امیدوارم مطالب این وبلاگ به درد شما بخوره . نظرتون رو حتما بنویسید .با تشکر.
ابزار های وبلاگ
  • تجسم عــشق
  • مهم نیوز